و باز هم سلام

چگونه ببینیم تا درک درست از هستی داشته باشیم

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۲ دی ۱۳۸۸

درست زندگی کردن یعنی زندگی خودتان را جلوه ای از آنچه هستید، آنچه به آن معتقدید، و امیدها و آرزوهایتان بسازید هر لحظه را به حساب بیاورید و نهایت استفاده را از آن ببرید. انسان فطرتاً بدنبال حسن و زیبایی است هر سخنی که حسن و زیبایی بیشتر داشته باشد ، انسان به سمت آن گرایش پیدا می کند پس در میان حق و باطل ، انسان فطرتاً بسوی حق گرایش دارد .اولین مرحله هر پیشرفتی هنر خوب دیدن است. برای آنکه بتوانیم خوب ببینیم باید آدمها و کلاً محیط اطراف خود را خوب بشناسیم وخلاقیت ویژه در نوع نگاه خویش بوجود آوریم یعنی دور شدن از چیزهای واضح و معمولی یا قطع رابطه با تفکر مبتنی بر عادت خلاقیت یعنی نگاهی متفاوت به پدیده هایی که سایر مردم نیز به آنها می نگرند، عادت افیون انسان است و خوب دیدن رهایی از عادت،  پس باید خودتان را برای هر آنچه که در زندگی پیش رویتان قرار می گیرد آماده کنید، موانع را به فرصت هایی بی نظیر تبدیل کنید.کسی باشید که هستید و دنبال چیزی بروید که می خواهید. با خودتان راحت باشید و از اینکه دنبال آنچه که می خواهید بروید نترسید. باید دقیق و عمیق به پدیده ها و مسائل اطراف مان نگاه کنیم و عمیقاً درباره آنها فکر کنیم . در حقیقت خوب دیدن تحریک ذهن است برای انباشت تجربه های حسی آدمی . در این راه هنر دیدن به ما بسیار کمک خواهد کرد اما متاسفانه ما چشمان خود را عادت دادهایم تا تنها چیزهایی را ببینیم که دیگران پیش از ما دیده اند. باید توجه داشته باشید که در هر فرد یا شئ یا پدیده ای،چیزی نهفته است که آن فرد یا آن شئ را از افراد یا اشیاء دیگر متمایز می کند .شما باید به دنبال این نظم های مخفی این جزءهای نهفته بروید حقیقت اینست که اکثر انسانها در اغلب لحظات به علت غرق شدن در عادت ها فرو رفتند در خودخواهیها و یا سردشدن در بی تفاوتهای تنها روی خود توجه و تمرکز دارند تا اشیاء و موجودات اطرافشان . اگر می خواهید پیشرفتی شایان داشته باشید بایست هرچه بیشتربه تقویت مهارتهای زندگی خانوادگی و اجتماعی همچون دقت در دیدن و شنیدن , همچنین اعتماد به نفس , بیان افکار و احساسات خود با دیگران و محیط زندگی خودتان داشته باشید.به طبیعت احترام بگذارید تا طبیعت اسرار خود را به شما نشان دهدبهتر است دنیا را  آن همانطوری که هست ببینید نه آن طوری تصور می کنید . باید بدانید جهان هستی تنها همین نیست که با چشم سر می‌بینیم و با حواس پنجگانه خود احساس می‌کنیم. البته آنچه را هم که می‌بینیم و حس می‌کنیم در واقع همه حقیقت اشیا نیست. در ورای این عالم محسوس عالم‌هایی وجود دارد که نامرئی و نامحسوس است و می‌توان از آنها تعبیر به جهان غیب نمود. در عمق جهان متافیزیکی هم حقیقت نابی وجود دارد که فراتر از ماده است. جهان غیب را باید با چشمی دیگر و نگاهی متفاوت دید. به بیان دیگر ، باید با چشم دل و با گوش جان به سراغ جهان غیب رفتو این مهم صورت نمی گیرد مگر شرایط و آگاهی لازم را شما توسط استادی قوی و دلسوز پیدا کنید. البته بنده بیشتر در نظر دارم که توجه شما را بیشتر به نحویه درست دیدن خود و محیط اطراف تان جلب کنم ، چون مقدمه پروش روح  در ابتدا درست دیدن و درست شنیدن و تحلیل واقعی آنهاست وتا این مهمات را نتوانیم درست انجام دهید، نمی توانید  به موارد دیگر بپردازید . در عین حال که اکثریت قاطع افراد انسان سرگرم تنظیم امور معاش و تلاش در رفع حوایج ‏زندگی روزانه هستند و به معنویات نمی‌پردازند، در نهاد این نوع، غریزه ای به نام‏ ‏“غریزه ‏واقع بینیموجود است که گاهی در برخی از افراد به کار افتاده به یک رشته درکهای ‏معنوی وادارش می‌کند. هرچه بر سر آدمی می آید از درست ندیدن ودرست نشنیدن است .به عبارتی نداشتن درک صحیح از واقعیت جهان هستی است. آیا می‌توان گفت این جهان پهناور هستی که سرتاسر اجزای آن جدا جدا و در حال وحدت و اتصال با ‏استحکام و اتفاق حیرت انگیز خود از یک علم و قدرت نامتناهی حکایت می‌کند، آفریدگاری نداشته و بی ‏جهت و بی سبب به وجود آمده است؟

همه چیز دارای روان مجسم و نقطه فرمان است و دیده می شود. اگر همه به این برسیم که همه چیز دیده می شود، تمام خصوصیات و رفتارها دیدنی است و می تواند به مرحله دیدن و مفهوم برسد گامی تکمیل کننده است . نظریه علمی میدانی «روان بینی» برآن است که بگوید براساس ورود به حالی دقیق، تمام مخترعین و مکتشفین و اهل فکر و خرد، به ارائه علوم خود مشغولند. در یک گردآوری مفهومی، روان بینی از حدس و دید درست تا عمل و ارائه درست و  واکنش و نتیجه درست است.کسی که براساس دیدن درست روان هر چیزی به محاسبات و نتایج درست می رسد، یعنی اگر آن علم به «روان بینی» و دیدن محتوای آن نرسد از طرف مطرح کننده یا مطرح کنندگان به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. یک مخترع اگر محتوای نتیجه اختراع خود را نبیند نمی تواند آن اختراع را انجام دهد. دیدن نتیجه قبل از اختراع توسط مخترع همان «روان بینی» است دیدن نقطه فرمان آن اختراع، یعنی روان آن،که چگونه عمل خواهد کرد، چگونه دیگر قسمت ها را هماهنگ خواهد کرد و هر قسمتی با قسمت دیگر چگونه ارتباط برقرار خواهد کرد همان «روان بینی» است. درست مثل حروف که کلمه ای را می سازند، قطعات هم وسیله ای را می سازند. خود قطعه هم قبلا نام کلمه را بر خود دارد یعنی از جمع کردن کلمات در کنار همدیگر گفتمان ها و تکنولوژی ها و علوم ساخته می شود. در یک مشاهده ریاضیاتی کلمات دارای «روان» هستند. دیده می شوند وقتی در کنار هم قرار می گیرند به مفهوم می رسند. قطعات هم دارای «روان» هستند. وقتی در کنار هم قرار می گیرند یا به هم وصل می شوند; حرکت می کنند، می خوانند، راه می برند، پرواز می کنند.

 حتما داستان خودکار فضایی آمریکایی ها را شنیده اید. وقتی برای اولین بار، فضانوردان آمریکایی در کره ماه نیاز به نوشتن پیدا کردند، متوجه شدند که نمی توان از خودکار در فضا استفاده کرد زیرا جوهر خودکار به علت عدم وجود جاذبه درآنجا قادر به حرکت نیست. بنابراین آن ها بی توجه به دنیای اطرف،سالها وقت و هزینه صرف کردند تا بلاخره توانستند خودکاری اختراع کنند که بدون نیاز به جاذبه عمل نوشتن را انجام دهد. آمریکایی ها خوشحال و مفتخر از اختراعی که انجام داده بودند مصمم شدند تا اختراع خود را به عنوان افتخاری بزرگ در بین سایر کشورها توسعه دهند، اما در کمال ناباوری متوجه اشتباه بزرگ و بچه گانه خود شدند. آن ها بعد از سالها زحمت و هزینه، زمانی که خودکار استثتایی خود را در معرض دید دانشمندان سایر کشورها گذاشتند با این سوال مواجه شدند که” کارایی این خودکار در کجاست؟! آمریکایی ها هم بادی در غبغب انداختند و عنوان کردند که جهت انجام ماموریت های فضایی برای نوشتن به کار می رود. اما پاسخی که در جواب زحمات چندین ساله خود شنیدند این بود که شما در همان ابتدا می توانستید به جای خودکار از مداد برای نوشتن در فضا استفاده کنید، بدون نیاز به این همه صرف وقت و هزینه

 یعنی زمین و زمان و جهان براساس «روان بینی» خلق شده است تمام مسائل و موجودات از مولکول و سلول گرفته تا سیاره و ستاره و تا خود جهان را می توان با دوربینی روان بینانه مورد بررسی و دیدن قرار داد. جهان، جهان دیدن است. محاسبات دارد. هندسه و ریاضیات دارد. نکته به نکته آن دیدنی است. وقتی دیده می شود مورد بهره برداری و استفاده قرار می گیرد. برای این دیدن باید تلاش کرد، تا ندیدن ها که برای نشدن ها و نمی شود ها خلق شده است مهو شود. یعنی نظام جهان را اگر از دریچه دیدن بنگریم مفاهیم جای اصلی خود را پیدا می کنند مفیدها بیشتر می شوند، علوم بیشتر طلوع می کنند. بیشتر تاثیر می گذارند. نتیجه اینکه : گاهی پیش می آید که ما آن قدر درگیر حل یک موضوع توسط باور و اطلاعات خود شده ایم که از شناخت دنیای اطراف و راه حل های متفاوت دیگر باز مانده ایم.گاهی تا اندازه ای  به هدف یا تصور ذهنی مان در رابطه با یک موضوع نزدیک می شویم که وسعت دید خود را از دست می دهیم و به سایر موضوعات بی توجه می شویم. ما وقتی بیش از حد به یک خواسته یا موضوع فکر می کنیم چون تمام توجه خود را به آن معطوف کرده ایم نا خودآگاه آن موضوع را در ذهن خود بزرگ نمایی می کنیم تا جایی که دیگر قادر به دیدن موضوعات مشابه بهتراز آن هم نیستیم.

ایمان بخدا سر منشاء شروع هر کاریست کار را با نام و یاد خدا شروع کنید ، به هرکاری که بر عهده میگیرید متعهد باشید  و سعی کنید هر آنچه قول میدهید به آن عمل کنید. در مورد کاری که بر عهده گرفته اید اطلاعات به روز داشته باشید و مداومت بخرج دهید واز این شاخه به آن شاخه نپرید اجتناب کنید. هنگامی که ما به موضوع یا هدف خود ایمان داریم و با علاقه آن را دنبال می کنیم، بهتر است علیرغم توجهی که به آن داریم، فاصله دید خود را با آن موضوع یا برنامه حفظ کنیم تا ازمحدود شدن میدان دید خود جلوگیری نماییم و ضمن انجام اهداف و برنامه های خود، با دید باز، تغییر و تحولات دنیای اطراف و راه حل های مشابه را هم تحت نظر و آگاهی خود داشته باشیم. با این کار و همچنین بالا بردن سطح آگاهی و اطلاعات خود می توانیم از انجام کارهای بیهوده یا اشتباهات بزرگ و قدیمی جلوگیری کنیم و برنامه خود را طبق امکانات روز با آگاهی کامل پیش ببریم اینها موارد مهمی است که کمک می کند تا شما ازاین به بعد بهتر ببینید و به سمت تعالی معنوی و روحانی حرکت کنید .  

بدون پاسخ برای "چگونه ببینیم تا درک درست از هستی داشته باشیم"

نظرات مسدود است.