و باز هم سلام

حرکت به سمت ایمان و باورها

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۷ فروردین ۱۳۸۹

چرا بسیاری از مردمان در فضایی از خستگی ودشواری وناباوری وبی هویتی وبدبختی زندگی میکنند؟ بالاخره درمی یابیم که ، آنچه را که نمی توانیم احساس کنیم نمی توانیم التیام بخشیم .ماهیت زندگی دنیا، سیر و حرکت است. این زندگی ذاتاً قابل ثبات و دوام نیست. انسان چه بخواهد و چه نخواهد ازاین حیات عبور خواهد کرد، بلکه حیاتش عین عبور است و یک سیر قهری و جبری به سوی مقصد دیگری که ورای این عالم دنیا و عالم حرکت و سیر است ،خواهد داشت. اما آن سیر اختیاری تعیین جهتش به دست خود انسان است، می تواند به سوی خدا یا به سمت شیطان، باشد . انسان موجودی است که هم می تواند رشد کند و به حقیقت کامل خود دست یابد هم می تواند به اختیار خود رشد نکند و در همین حدّ دنیایی خود بماند . انسان از آن جهت اشرف مخلوقات است که کمالات تمام موجودات را داراست . مثل سنگ جسم است ، مثل گیاه رشد و نمو دارد ، مثل حیوان حرکت ارادی و احساس و غریزه دارد ، ومثل فرشته عقل و علم و تسبیح وتقدیس دارد و بالاتر از آن نیز مقامی دارد که مختص انسان است و آن مظهریت برای جمیع اسماء الله است . چنین کسی باید در نقص خود بسوزد تا به وجود خود که در دنیا از آن غافل بود بازگردد و وجود خود را باز یابد و در عمق خویش تجسس کند تا فطرت خدایی را که در دنیا در وجودش دفن کرده است بیابد ؛ چون فطرت هیچگاه نابود نمی شود بلکه در وجود انسان دفن می شود . آنگاه که چنین شخصی فطرت خود را یافت متوجه حقیقت انسان کامل می شود. بعضی از افراد مفهوم و معنای زندگی را به معنای رنج برگردانده اند. ما باید چیزی که هست و چیزی که واقعیت دارد را قبول داشته باشم . به نظر می رسد بزرگترین و ریشه ای ترین عاملی که باعث شده است به جایی که باید ، نرسیم، این است که هنوز تکلیف خودمان را با خودمان روشن نکرده ایم و هنوز اجماعی بر سر مقصد حاصل نشده است. می دانید همه گرفتاری های ما انسان ها از چه ناشی می شود؟ فکر می کنم بیشتر آن به خاطر این است که ما خودمان را آن جوری که هستیم قبول نداریم دائماً دنبال فرصت هایی هستیم که در ذهن مان قرار و مدارشان را می گزاریم که تقریباً بیشترآنها دست نیافتنی هستند یا ما اصلا تلاشی برای بدست آوردن آنها نمی کنیم فقط هر روز در ذهن مان آنها را مرور می کنیم که در آینده به آن چیزی که می خواهیم ،خواهم رسید و این آرزوها هر روز مثل پُتک بر سر ما کوبیده می شوند وما هیچ کاری برای از بین بردن شان هم نمی کنیم می دانید فکر خیلی از ما آنقدر خسته است که حوصله فکر کردن به مسائل واقعی زندگی خود را نداریم یا می گویم برای بعداً .که این بعداً ها معلوم نیست کی خواهد بود. شاید بتوانید ازدیگران الگوبرداشت. بتوانید موفقیت خودتان را دیگران را بررسی کنید تا از رموز آن آگاهی پیدا کنید. اما آیا می توانید بدون حرکت و ایمان به موفقیت به آرزوهای مان دست یابیم .چه کنیم که بتوانیم این جهت حرکت را همیشه به سوی خدای متعال تعیین کنیم. در این زمینه بحث های فلسفی و روان شناختی فراوانی شده است که اکنون مجال پرداختن به آن هانیست، آن چه لازم است، اینست که ابتدا جهتی را برای سیر و حرکت خود مان انتخاب می کنیم که گرایشی به سوی آن هدف داشته باشد و قلباً بخواهیم به آن سو برویم. چون فرض این است که می خواهیم با اختیار، آن جهت را تعیین کنیم. وقتی انسان اختیار، جهتی را برمی گزیند که آن را بخواهد و وقتی اراده می کند به سوی مقصدی حرکت کند که گرایشی، و میلی و انجذابی به طرف آن مقصد داشته باشد. اگراین گرایش در ما پدید آمد و تقویت شد ،عاملی ست برای این که جهت سیر ما ازمسیر صحیح منحرف نشود اما اگر گرایش های متضاد با این گرایش در نفس ما پدید آمدخواه ناخواه در عمل ما اثر می گذارد، ما را از آن مسیری که می بایست منحرف می کندو همان اندازه ای که آن گرایش متضاد قوی تر باشد تاثیر بیش تری خواهد داشت. ایمان وباور اولین اصول برای شروع هر عمل است. اگر تا به کاری ایمان نیاوریم وباور نداشته باشیم هیچگاه رقبتی برای انجام آن نخواهیم داشت وحتی المقدور لذتی هم از آن نمی بریم. انسانی که باور وایمان عالی دارد میتواند عالی فکر کند. تا باور نکنید نمی توانید عالی زندگی کنید. برای رسیدن به هدف های زندگی باید همواره از خطا و خطر کردن در زندگی خود نهراسید و از موقعیتهای ایجاد شده به عنوان تجربه استفاده نمائید. چون تجربه راه رسیدن به موفقیت را به ما نشان می دهد. تجربه آن چیزی نیست که برای انسان روی می دهد بلکه واکنشی است که وی در برابر آن رویداد از خود نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

 

بدون پاسخ برای "حرکت به سمت ایمان و باورها"

نظرات مسدود است.