و باز هم سلام

شناخت و ارتباط با طبیعت

ارسال شده توسط admin در تاریخ: ۲۳ فروردین ۱۳۹۰

یکی از بزرگترین و ساده ترین نشانهای دریافت الهامات بشری ” وجود طبیعت ” و بخصوص وجود چهار ” عنصر حیات ” در آن، یعنی آب و آتش و باد و خاک است. اگر کمی دقت کنید در می یابید که هیچ اختراع یا اکتشافی در دنیا وجود ندارد که یکی از این عناصر در آنها دخیل نباشد. مثلا اگر کشفی در شیمی به دست می آید حتما ” عنصرآب ” و برخی عناصر دیگر درآن دخالت دارند و یا اگر فضا پیمایی به فضا فرستاده می شود، عنصرآتش و باد  درآن دخالت مستقیم دارند و یا اگر معدنی یا مکانی کشف می شود حتما خاک و عناصر دیگر درآن دخیلند و خلاصه همه و همه اینها، شهوداتی هستند که خداوند متعال آنها را برای ارشاد و راهنمایی بیشترما انسان ها در دل طبیعت قرار داده است. ولی متاسفانه اکثر انسانها به آنها نه تنها بی توجه بلکه نا مهربان هستند و به جای آن بیشتر وقت خود را در آپارتمانهایی گوناگون چه برای کار و چه برای زندگی می گذراند و کوچک ترین توجه ای به آن ندارند. با اینکه وجود و ماهیت تمام موجودات از خاک و عناصر تشکیل شده آن هستند، اما متاسفانه اساساً بیشتر انسانها از آن بی بهره هستند. حضور در طبیعت، قوانین و قواعد خاص خود ر ا دارد و در صورت بی توجهی به این اصول، تاثیرات منفی جبران ناپذیر به بشر و طبیعت تحمیل می‌شود. ما انسان ها جزئی از طبیعت هستیم پس اولین چیزی که باید ما به آن اهمیت بدهیم این است که به طبیعت احترام بگذاریم ، احترام به طبیعت یعنی احترام به خود و این مهم زمانی صورت می گیرد که شناخت و آگاهی ما از طبیعت بیشتر باشد. از طرفی نیز هر آن چه که در وجود ما انسان ها هست، در طبیعت نیز جریان دارد استفاده از محیط زیست، از دوره ای که ما به مدرسه می رفتیم،بارها و بارها به گوشمان گفته شده است. محیطی که شامل همان چهار عنصر حیات است یعنی (  آتش، خاک، هوا، آب ) . همچنین گیاهان، جانوران، انسان‌ها و روابط متقابل بین آنها. از جمله عوامل مؤثر در هدایت انسان‌های متفکر و آینده‌نگر برای استفاده  بهتر از طبیعت را می‌توان رهنمود های ادیان آسمانی دانست، که ضمن دعوت انسان به مطالعه در طبیعت و مشاهده آثار صنع الهی، او را به حفظ این گنجینة ارزشمند الهی ملزم ساخته‌اند. ادیان مختلف برای انسان و محیطی که در آن زندگی می‌کند، رهنمودهای فراوانی برای داشتن زندگی شاداب و برخورداری از محیطی سالم، برای پیروان خود ارائه کرده‌اند و انسانها را علاقه مند نمود تا با استفاده و بکار گیری از علوم محیط زیست و شناسایی بهتر از آنها رهنمود سازند. براستی در این ” زمین ” چه چیز هایی نهقته است که ما را تا ژرفا به سمت خود می کشد و وادار به پرسش می کند؟ زمانی که بشر از گهواره ای که سالهای سال در آن میزیست فراتر رفت پاسخ این سئوال بر او روشن شد. پیش از رفتن انسان به فضا حیات همیشه مهمترین پرسش بشر بود. این که حیات از کجا آغاز شده است؟ جهش در تکامل انسان چه نقشی داشته است؟شناخت علمی به نام ” علم اخلاق محیط زیست “  این جواب ها را به ما می دهد.در واقع  علم اخلاق در محیط زیست، به این معنی است که به ما نشان می‌دهد روابط گوناگون خود را چگونه با محیط زیست مان تنظیم کنیم تا به هدف غایی از خلقت خویش دست یابیم. با توجه به گسترة علم اخلاق که مشتمل بر رابطه انسان با خود، خدا، دیگران و طبیعت بوده. متاسفانه در جوامع غربی، مکاتب مختلفی، نظراتی در نحوه تعامل با محیط زیست دارند. ولی به جهت محدودیت مبنای فکری آنها، همواره در میان آنها تعارضات شدیدی بوده است. نتیجه پژوهش سه ساله یک هزار دانشمند از کشورهای مختلف جهان در رابطه با دین و محیط زیست، از طریق دانشگاه هاروارد ارائه شده. دریافتیم که در این پژوهش، آموزه‌ها و رهنمودهای ده دین رایج در جهان از جمله اسلام، مسیحیت و یهود دربارة طبیعت و محیط زیست مورد تحقیق قرار گرفته، یافته‌های دانشمندان نشان داد که دین می‌تواند نقش حساسی در شناخت بیشتر و بهتر ازمحیط زیست و همچنین آسایش موجودات دیگر داشته باشد و نتیجه مهم این تحقیقات این گونه بیان شد که: «رویکرد به تعالیم دینی تنها راهکار نهایی برای حفظ و بهرگیری ازمحیط زیست درجهان است». بطور نمونه می توان موضوع اخلاق محیط زیست را در آیات متعددی از قرآن کریم مشاهده کنیم. به عنوان نمونه ابوابی در دو مجلد از مجموعه‌ بزرگ بحارالانوار (ج ۶۳ و ج ۱۰۰) به این مهم اختصاص داده شده است و در منابع دیگری نیز، این موضوع به شکل متمرکز و غیر متمرکز آمده است.
بدرستی عالم حیات و زندگی همچون کاروان است که از جهان عدم به حرکت در آمده است. آغاز این حرکت از ناحیه آفریدگار شروع شده و نخستین جرقه حیات از او پدید آمده و این حرکت تکاملی نیز به سوی او است. بنابراین عالم حیات در مسیر بی‌انتهای خود به سوی بی‌نهایت که ذات پاک خداست، پیش می‌رود، هر چند مخلوقات محدودند و محدود هرگز به بی‌نهایت نخواهد رسید، ولی مسیر او به سوی تکامل نیز متوقف نمی‌گردد، حتی پس از قیام قیامت باز این سیر تکاملی ادامه خواهد یافت. در کتاب آسمانی ما ( قرآن کریم )  به مسأله تدبیر عالم بزرگ و فرمان خداوند اشاره شده است و خداوند چنین می فرماید:
هُوَالَّذِى خَلَقَ لَکُم مَّا فىِ الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ فَسَوَّئهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِکلُ‏ شىَ‏ءٍ عَلِیمٌ (آیه ۲۶ سوره بقره )
اوست آن کسى که آنچه در زمین است، همه را براى شما آفرید سپس به [آفرینش‏] آسمان پرداخت، و هفت آسمان را استوار کرد و او به هر چیزى داناست. (آیه ۲۶ سوره بقره )
وَ هُوَ الَّذِى مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسىِ‏ وَ أَنهْارًا  وَ مِن کلُ‏ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَینْ‏ اثْنَینْ‏ یُغْشىِ الَّیْلَ النهَّارَ  إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاَیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (آیه ۳ سوره رعد)
اوست که زمین را بگسترد، و در آن کوه‏ها و رودها قرار داد و از هر میوه جفت جفت پدید آورد و شب را در روز مى‏پوشاند. در اینها عبرتهاست براى مردمى که مى‏اندیشند (آیه ۳ سوره رعد )
قَدْ جَاءَکُم بَصَائرُ مِن رَّبِّکُمْ  فَمَنْ أَبْصرَ  فَلِنَفْسِهِ  وَ مَنْ عَمِىَ فَعَلَیْهَا  وَ مَا أَنَا عَلَیْکُم بحِفِیظٍ  ( آیه ۱۰۴ سوره الانعا م )
از سوى پروردگارتان براى شما نشانه‏هاى روشن آمد. هر که از روى بصیرت مى‏نگرد به سود اوست و هر که چشم بصیرت برهم نهد به زیان اوست. و من نگهدارنده شما نیستم. ( آیه ۱۰۴ سوره الانعا م )
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ (آیه ۲ سوره التغابن )
خدا آسمانها و زمین را به حق (و نظم احسن اتقن) آفرید و شما آدمیان را به زیباترین صورت برنگاشت، و بازگشت همه خلایق به سوی اوست. (آیه ۲ سوره التغابن )
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ  وَکَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ  إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ ( آیه ۱۸ سوره الحج )
آیا (ای هوشمند به چشم بصیرت) مشاهده نکردی که هر که در آسمانها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از آدمیان همه (با کمال شوق) به سجده خدا (و اطاعت او) مشغولند و بسیاری از مردم هم (در اثر کفر و عصیان) مستوجب عذاب حق شدند؟و هر که را خدا خوار و ذلیل گرداند دیگر کسی او را عزیزوگرامی نتواند کرد که البته خداهرچه مشیّت کامله‌اش تعلق گیرد خواهد کرد.( آیه ۱۸ سوره الحج )
إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَیْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِیدًا کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ .( آیه ۲۴ سوره یونس )
محقّقا در مثل، زندگانی دنیا به آبی ماند که از آسمانها فرو فرستادیم تا به آن باران انواع مختلف گیاه زمین از آنچه آدمیان و حیوانات تغذیه کنند در هم رویند تا آن‌گاه که زمین (از خرمی و سبزی) به خود زیور بسته و آرایش کند و مردمش خود را بر آن قادر و متصرف پندارند ناگهان فرمان ما به شب یا روز در رسد و آن همه زیب و زیور زمین را دور کند و چنان خشک شود که گویی دیروز هیچ نبوده است. این گونه آیات خود را به تفصیل برای اهل فکرت بیان می‌کنیم. .( آیه ۲۴ سوره یونس )
طبیعت و انسان چگونه بوجود آمد.
قبل از هرچیز بهتر است بدانیم این طبیعت و مجموعه موجودات چگونه بوجود آمده اند. زمین، سومین سیاره نزدیک به خورشید و بزرگترین سیاره در میان سیارات درونی است. ساختار درونی زمین مثل سایر سیارات درونی از یک هسته داخلی و یک هسته خارجی به همراه لایه‌های مذاب و نیمه مذاب و سنگی جامد تشکیل یافته است. هسته داخلی فلزی و جامد بوده و توسط هسته خارجی که فلزی و مذاب است، احاطه شده است. زمین شرایط بسیار منحصر بفردی دارد. هیچکدام از سیارات دیگر آب مایع و جو پر اکسیژن نداشته و حیات در آنها وجود ندارد. تکامل تدریجی زمین که ۵ /۴  میلیارد سال طول کشیده است، همچنان بطور طبیعی و نیز بر اثر فعالیتهای انسان ادامه خواهد داشت.
زمین در آغاز شکل گیری
در اوایل پیدایش منظومه شمسی ، ذرات ریز غبار موجود در قرص خورشید که عمدتا از گاز و غبار تشکیل شده بود، پس از برخورد به هم چسبیده و اجسام بزرگ و بزرگتری را بوجود آوردند. بدین ترتیب چهار سیاره درونی از این ذرات شکل گرفتند”   ۵ /۴  میلیارد سال پیش، زمین دارای سطحی داغ ، قرمز و نیمه مذاب بود. پس از گذشت میلیونها سال ، سطح زمین شروع به سرد شدن نمود و پوسته جامدی ، به دور زمین بوجود آمد. گازهای داغ و مواد مذاب از لایه‌های زیرین و از طریق دهانه‌های آتشفشانی بیرون زده و جو ضخیم زمین را بوجود آوردند. در همین مدت شهاب سنگهای زیادی به سطح زمین خوردند و هزاران گودال شهاب سنگی را در سطح زمین بوجود آورد. و مقدار زیادی غبار به جو زمین اضافه کردند. پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن اقیانوس شدند. کره زمین به تدریج به شکل کنونی درآمده است. زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد بسیار داغ و نیمه مذاب بوده که به تدریج عناصر سنگین‌تر ته‌نشین شده و هسته فلزی را به وجود آوردند ، و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت میلیاردها سال زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت، جو زمین شکل گرفت، و اقیانوسها بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز ادامه دارد. پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده و دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است. زمین سیاره‌ای است منحصر بفرد ، دارای آب مایع و جوی که قسمت اعظم آن از نیتروژن و اکسیژن تشکیل شده که تداوم حیات را ممکن می‌سازند. در منظومه شمسی ، زمین پنجمین سیاره از لحاظ بزرگی و سومین سیاره نزدیک به خورشید است. چگالی زمین از تمامی سیارات بیشتر است. زمین در منظومه شمسی دو نوع حرکت ، وضعی و انتقالی دارد. در حرکت وضعی زمین در یک شبانه روز به دور خودش می‌چرخد و در حرکت انتقالی در یک سال مداری بیضی شکل حول خورشید را طی می‌کند (مدار زمین). با چرخش زمین به دور خودش ، چرخه‌هایی در هسته خارجی آن که از آهن مذاب تشکیل شده بوجود آمده ، جریانهای الکتریکی تولید می‌کنند. این جریانها باعث ایجاد یک میدان مغناطیسی در فضای اطراف زمین شده و پوششی محافظ در اطراف آن ایجاد می‌کنند (کمربند تشعشعی زمین). این میدان که کره مغناطیسی نامیده می‌شود، زمین را در برابر جریانهای سریع ذرات باردار بادهای خورشیدی محافظت می‌کند. بدینسان سیاره زمین شکل گرفت و طبیعت شکل نمادی خود را پیدا کرد. حال ببینیم که این زمین چه موجوداتی را در خود پرورش داده تا شناخت بهتری برای راتباط با آن پیدا کنیم.
خوشبختانه هر چه می گذرد دانشمندان شواهد بسیاری را کشف می کنند و بهتر از پیش پازلها را کنار یکدیگر قرار می دهند. همانطوری که ذکر شد زمین در ابتدای حیات خود تقریبا فاقد جو به شکل کنونی آن بود اما بعد ها طی فرآیندهایی جو زخیم تر و مملو از ترکیبات آلی شد. مجموعاً عناصر آب ، هیدروژن ، اکسیژن و کربن ، چهار عنصر اساسی در شکل گیری حیات محسوب می شوند. اتم کربن که در این مجموعه ویژگی بسیار مهمی دارد با چهار پیوند می تواند به چهار اتم متصل شود. از ترکیب عناصر مختلف با کربن است که مواد آلی ساخته می شوند. بعد از گذشت بسیاری از فرایند ها و ترکیبات و تغییرات بالاخره سلول بوجود آمد و شکل حقیقی به خود گرفت . سلول کوچکترین ساختار مولکولی است که از مجموعه بسیاری مواد آلی شکل گرفته و پیکر تمامی جانداران از آن ساخته شده. ساختار کوچک سلول، خلاصه ترین ساختار در موجود زنده است. زیرا تمامی رویدادهایی که در سلول رخ می دهد در انتها مجموعه ای را می سازد که از رویدادهای شیمیایی سلول حادث می شود و این کنش و واکنش و سوخت و ساز و فعالیت سلول است که جاندار را زنده نگاه می دارد. سلول ها به دو دسته تقسیم می شوند ( ایوکاریوت ها و پروکاریوت ها).ایوکاریوت ها ساختمانی پیچیده دارند و به سلولهای گیاهان ، حیوانات و پروتوزواها ، قارچها ، و جلبکها اطلاق می شوند که دارای هسته ای مشخص و کامل هستند. پروکاریوت ها ساختمانی ساده دارند و به باکتری ها اطلاق می شوند که فاقد غشاء اند. وسپس درادامه حیات آغاز دوره فانروزوئیک) که منجر به پدید آمدن گونه های پیشرفته تری از حیات شد،تنوعی از موجودات زنده بر روی زمین پدید آمد. کوه ها ، درختان ، علفزارها ، سنگ ها هر یک پدیده های مختلفی هستند که محیط طبیعی اطراف ما را به وجود آورده اند. در طول زمان انسان ها دریافتند که همین محیط می تواند بسیاری از نیازهای آنها را برطرف نماید. بدین جهت به سرعت با آن رابطه برقرار کردند. حال انسان به منظور بهره برداری از منابع موجود در یک محیط تغییراتی در آن ایجاد می کند. انسان تنها موجودی است که به سبب تفکر و خلاقیت توانسته است ابزارهای مختلفی بسازد و به کمک آنها شکل رابطه خود با محیط را تغییر دهد. مثلاً خانه های مسکونی انسان های اولیه را با خانه های امروزی مقایسه کنید. انسان به مرور زمان ،‌میزان دخالت و بهره برداری خود از محیط ، بسیار گسترده و کامل تر کرده است. البته آنچه بیشتر مد نظر بنده است اینست که برای ارتقاء هرچه بهتر خود در ضمینه های معنوی لازم است بعد از گذراندن مراحل خود شناسی عرفانی، حتماً مراحل محیط شناسی را نیز فراگیرید بدین منظور بنده سعی کردم ابتدا با پرداختن به مراحل شناسایی ( زمین شناسی ) و بعد (محیط شناسی) شما را به اهمیت بیشتر موارد فوق آشنا نمایم. لذا شما با خواندن مطالب ذکر شده ابتدا شناختی اجمالی وتقریبی از دنیایی که در آن زندگی می کنید را پیدا می کنید، سپس با نحوه بکار گیری از فنون علمی و عملی  که ذکر می شود قادر خواهید بود ارتباط بهتر و بیشتر خود با محیط طبیعی و بکر مناطق مختلف محل زیست خود پیدا کنید. حال که نگاهی تقریبی به نحوه بوجود آمدن زمین و اگاهی از ماهیت آن پیدا کردیم، بحث خود را به چگونگی استفاده بهتر از این طبیعت ادامه می دهم .
جهت یابی : وقتی که انسان وارد منطقه ای نا آشنا می شود مهمترین چیزی که در ابتدا بایست بفهمد این است که بداند درچه نوع منطقه جغرافیایی حضور دارد. لذا لازم وضروری است برای شروع اول منطقه خود را خوب شناسایی کند. بعد از شناسایی دقیق منطقه بهتر است بداند درکدام جهت  و مسیر  بایست حرکت را  ادامه دهد. برای این مهم لازم است موارد ذیل را بخوبی فراگیرید.
۱- در طبیعت چهار جهت اصلی(Cardinal Points) وجود دارد (شمالNorth ، جنوب South ، مشرق East ، مغرب West )که با پیدا کردن یکی از آنها به آسانی میتوان سه جهت دیگر را مشخص نمود ، به این ترتیب که اگر روبه شمال بایستیم پشت سر ما جنوب ، سمت چپ مغرب و سمت راستمان مشرق خواهد بود. علاوه بر جهات اصلی ، برای تعیین دقیقتر امتدادها ،جهات فرعی (Subcardinal Points) نیز بکارمیرود که عبارتند از:(شمال شرقی northeast ،جنوب شرقی southeast ،جنوب غربی southwest ، شمال غربی northwest ) با توجه به حرکت وضعی زمین به دور خود ، در نیم کره شمالی ( ایران در نیم کره شمالی زمین قرار دارد) هنگام صبح خورشید از مشرق طلوع کرده و به هنگام ظهردر وسط آسمان کمی متمایل به جنوب میباشد.(یعنی اگر به هنگام ظهر شرعی روبه خورشید بایستیم بطرف جنوب یستاده ایم) و سپس عصر هنگام در مغرب غروب میکند. بنابراین اگر هنگام طلوع خورشید هر دودست خود را باز نموده و بصورت صلیب بایستیم و دست راست خود را بطرف خورشید بگیرم و خورشید را پوشش دهیم روی ما به طرف شمال ، پشت سر جنوب ، سمت راست ما مشرق و سمت چپ ما مغرب را به ما نشان میدهد.
۲- بسیاری از افراد جهت یابی را از طریق خورشید و جهت سایه و ستارگان فرا می گیرند، بهتر است بدانید هوا همیشه آفتابی نیست و شب ها هم همیشه نور ستارگان را در اختیار ندارید. به امید قطب نما هم نباید باشید چون، وسیله ای است خراب شدنی پس بهترین کار برای ارتباط و سلامت بهتر شما  با طبیعت. ابتدا روش جهت یابی وآشنایی با اقلیم منطقه خودتان می باشد. مثلا  یک روش آن شناخت شما از طریق شناسایی باد ها می باشد، اگر روزی پیش آمد که شما بخواهید راهتان را در فصل تابستان پیدا کنید می تواند به راحتی از این روش استفاده وجهت یابی کنید. بدین گونه که در منطقه ی  بادهای گرم و خشک همیشه در فصل تابستان باد ها از جنوب شرقی به شمال غربی میوزند. تنها این نکته را به خاطر داشته باشید که در مناطق پر از گودال و کوهستانی ممکن است جهت باد در سطح زمین خلاف جهت باد باشد. پس همیشه در مورد بادهای دائمی در منطقه ای که هستید اطلاعات کسب کنید.
۳- جهت یابی به کمک ستارگان دب اکبر، ذات الکرسی و ستاره قطبی : برای جهت یابی در شب ، می توان از ستاره قطبی استفاده کرد.این ستاره به فاصله یک درجه در امتداد محور عالم و به طرف شمال قرار دارد. برای پیدا کردن ستاره قطبی باید از صورت فلکی دب اکبر(Ursa Major  ، Big Dipper  ، خرس بزرگ ، هفت برادران ، هفت اورنگ مهین ، آبگردان بزرگ ، یقلاوی یا ملاقه ای ) استفاده کرد . دب اکبر سومین صورت فلکی بزرگ آسمان محسوب میشود که ازهفت ستاره تشکیل شده  و چهار ستاره دُبّه Dubbe، مِراق Merak ،فِخِذ Phecde و مِغرِز Megrez  ، تقریباً به شکل چهار ضلعی قرار گرفته اند و کاسه آبگردان را تشکیل داده و ستارگان قائد Alkaid ، عِناق Mizar ، و جَون Aloith ،ستارگان دسته آبگردان را تشکیل می دهند.اگر فاصله دو ستاره لبه آبریز آبگردان دبه و مراق (آلفا ، بتا )که بنامهای قراولان The Pointers معروفند را شش برابر در امتداد هم  بطرف جلو ترسیم کنیم به ستاره قطبی (جُدَی Polaris) می رسیم حال اگر رو به ستاره قطبی بایستیم روی ما بطرف شمال،پشت سر جنوب،سمت راست مشرق،وسمت چپ مغرب را به ما نشان میدهد .
از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستاره‌ قطبی در آسمان می‌چرخند، در نیم‌کره‌ی شمالی زمین ستاره‌ی قطبی با تقریب بسیاری خوبی (حدود ۰٫۷ درجه خطا) جهت شمال جغرافیایی (و نه شمال مغناطیسی) را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، رو به شمال خواهیم بود.در بالاى قطب شمال (در فضا) ستاره ثابتى است بنام ستاره قطبى که اگر رو به آن بایستید رو به شمال خواهید بود. براى پیدا کردن این ستاره میتوان از ستارگان دب اکبر و ذات الکرسى استفاده نمود. ستارگان دب اکبر هفت ستاره میباشند که به شکل ملاقه قرار گرفته‌اند. اگر دو ستاره آخر یعنى لبه ملاقه را در نظر بگیریم و بوسیله یک خط فرضى آنها را بهم وصل نموده و پنج برابر امتداد دهیم این خط به ستاره قطبى میرسد. بوسیله مجموعه ستارگان ذات الکرسى نیز میتوان ستاره قطبى را پیدا کرد. این ستارگان به شکل W بوده که راس زاویه وسطى آن به سمت ستاره قطبى میباشد. این دو گروه ستارگان (دب اکبر و ذات الکرسى) نسبت به ستاره قطبى تقریبا مقابل یکدیگرند و اگر احتمالا یکى از آنها معلوم نبود، دیگرى حتما دیده میشود. باید توجه کرد که این روشها کاملا دقیق نیستند و صرفا جهت تقریبی‌ را به ما نشان می دهند.جهت های گفته شده در نیم کره شمالیست و در نیم کره جنوبی‌ برعکس است.
۴- پیدا کردن جنوب توسط ماه: ماه در اثر انعکاس نور خورشید میدرخشد ، لذا به کمک قسمت روشن ماه میتوان جهت تابش نور خورشید را معلوم کرد.ماه در نیمه اول زود طلوع و زود غروب میکند و در نیمه دوم دیر طلوع و دیر غروب میکند . اندکی بعد از هلال ماه نو یعنی در نیمه اول قوس روشن ماه رو به مغرب است و اگر خطی فرضی از بالای هلال تا پائین آن ترسیم کنیم حرف P   انگلیسی تشکیل میشود.در نیمه دوم ماه، قوس روشن ماه رو به مشرق است هلال ماه حرف q  انگلیسی را تشکیل میدهد. حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است.
۵- خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.
۶- صورت فلکی جبار( Orion ،شکارچی و بزرگ منش ) از آسان یاب ترین وباشکوه ترین صور فلکی آسمان محسوب می شوند . این صورت فلکی از تعدای ستاره تشکیل شده ویکی از جلوه های صورت فلکی جبار سه ستاره (دلتا ، اپسیلون ، زتا ) در کمربند آن است که با چهارستاره دیگرشکل علامت سئوال ،کاغذی ، وبادبادک را تشکیل میدهند . تک ستاره پائین جبارکه نقطه علامت سئوال ویا دم بادبادک را تشکیل میدهد جهت جنوب را مشخص میکند.(حرکت این صورت فلکی از مشرق به مغرب است و رؤیت آن از صبحگاه اواخر شهریور وتا شامگاه اوایل اردیبهشت ماه ادامه دارد)ستارگان بادبادکی: حدود هفت،هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سئوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها به‌طرف جنوب است.
کهکشان راه شیری: توده‌ی عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.
۷- روش‌های جهت‌ یابی، قابل استفاده در روز و شب : جهت‌یابی با قبله : اگر جهت قبله و میزان انحراف آن از جنوب (یا دیگر جهت های اصلی) را بدانیم، می‌توانیم شمال را تشخیص دهیم. مثلاً اگر در تهران ۳۷ درجه از جنوب سمت به غرب متمایل شویم (یعنی حدوداً جنوب غربی)، به طرف قبله ایستاده‌ایم. پس هرگاه در تهران جهت قبله را بدانیم، اگر ۳۷ درجه از سمت قبله در جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف جنوب ایستاده‌ایم، و اگر ۱۴۳ درجه (۳۷-۱۸۰) در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخیم، به طرف شمال ایستاده‌ایم.
قبله را از راه‌های مختلفی می‌توان یافت:
محراب مسجد: محراب مساجد به طرف قبله است. در نمازخانه‌ها هم معمولاً جهت قبله مشخص شده است.
قبرستان: مرده را در قبر روی دست راست، به سمت قبله می‌خوابانند. پس اگر شما طوری ایستاده باشید که نوشته‌های سنگ قبر را به درستی می‌خوانید، سمت چپ‌تان قبله است.
۸- یکی دیگر از روش های جهت یابی که بایست آموزش ببینید، جهت یابی از روی لانه مورچه هاست. مورچه های بزرگ بیابان معروف به مورچه خاکی یا خر مورچه یا مورچه گاز گیر ( در لحجه های مختلف ) می توانند بسیار مفید باشند. با تعقیب کردن یکی از آن ها تا لانه شان بروید و ورودی آن را پیدا کنید. لانه این مورچه ها سوراخ شان اکثرا رو به شمال است. یعنی متمایل به شمال است. علت آن هم نتابیدن مستقیم نور آفتاب به داخل لانه شان است. مورچه‌ها خاک لانه‌ خود را به سمت شرق می‌ریزند تا هنگام روز به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند. مورچه‌ها خاک را از لانه بیرون می‌ریزند تا ذخیره‌گاه خود را وسیع‌تر کنند و آن را سمت شرق می‌ریزند تا هنگام روز راحت‌تر کار خود را انجام دهند. بدیهی است با شناختن شرق جهات دیگر را نیز به راحتی تشخیص می‌دهید.
۹- روش بعدی شناسایی پوشش گیاهی تپه هاست. به تپه ها نگاه کنید و سمتی که به طرف جنوب است خشک تر و کم گیاه تر از سمتی است که رو به شمال است. ( در دشت های ایران ) ممکن است در ابتدا فکر کنید غیر ممکن است اما با علم به این مسئله اگر به تپه ها و کوه ها نگاه کنید متوجه خواهید شد. اگر در بیابان هستید و پوشش گیاهی وجود ندارد می توانید از آفتاب جهت یابی کنید اما اگر هوا ابری شده ( به تازگی ) و می خواهید جهت یابی کنید با پیدا کردن یک تپه پر شیب در جهت های مختلف روی خاک شیب دست بگذارید و حرارت آن را بسنجید و تمام اطراف تپه را نه به صورت پیوسته، بلکه به صورت ۱۸۰ درجه امتحان کنید ( ابتدا دست بگذارید سپس در سمت مقابل این کار را امتحان کنید ) نحوه جهت یابی به این صورت است که در تپه های پر شیب طرفی که رو به شمال است خاکش خنک تر از طرفی است که رو به جنوب است.
۱۰- در دشت های مرکزی ایران به طور معمول در بهار اکثر پرنده ها از جنوب به شمال و در پاییز از شمال به جنوب پرواز می کنند ( در دسته های چند تایی)
۱۱- روش بعدی چشیدن خاک است، اگر توانستید مسیری باقی مانده از یک جریان قدیمی آب مانند نهر یا جوب خشک شده ای را در روی یک شیب پیدا کنید ( در بیابان ) اگر خاک پایین شیب آن شور تر از خاک بالای شیب بود بدانید که شیب به سمت جنوب است. اما اگر شورتر نبود دلیل بر به سمت شمال بودن شیب نیست.
۱۲- جهت یابی با استفاده از درختان: برگ آن طرف از درخت که سبزتر است رو به شمال است. خم بودن تنه ی درختان جنگل به یک جهت جنوب را به ما نشان می دهد (سمت کوژ جنوب را نشان میدهد ) وهمچنین خزه زدن و یا پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل جهت شمال را به ما نشان می دهد سمت خزه زده شمال است. واگر جایی باشیم که کنده ی درخت بریده شده وجود داشته باشد می توان بکمک حلقه های سنی درخت جهت یابی کرد؛ بطوریکه آن سمت از درخت که حلقه های سنی آن تداخل بیشتری با هم دارند شمال را نشان می دهد. اگر مقطع درخت بریده‌شده‌اى را نگاه کنید، تعدادى دوایر هم مرکز را مشاهده خواهید کرد. که هر یک از آنها نشان یکسال عمر درخت میباشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دایره‌هاى نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیکتر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتى که دوایرش از هم دورتر هستند، سمت جنوب است (بعلت تابش زیاد آفتاب و رشد بیشتر آن) و سمتى که دوایرش بهم نزدیکتر‌ند‌، سمت شمال میباشد. لازم به یاد‌آورى است که در نیمکره جنوبى سمت‌ها عکس این وضعیت خواهد بود.
۱۳- در هوای برفی آن طرف از اجسام که برف بیشتری در آن سمت جمع شده است شمال را نشان میدهد لازم به توضیح است که جمع شدن برف بیشتر در یک نقطه می تواند در اثر توپوگرافی زمین باشد لذا این روش روش چندان مناسبی در جهت یابی نیست.
۱۴- جهت یابی توسط بوها : تشخیص بوها راهی برای جهت یابی است بوی سینه دریا ما را به سمت خشکی هدایت میکند. بوهای تازه را روی دریا بهتر از خشکی میتوان تشخیص داد زیرا که بوی نمک بر روی دریا مداومتر است. در صحرا هر بویی بیانگر حضور انسان است بهترین زمان صبح زود و عصرها میباشد وقتی که جهت باد را میتوان تشخیص داد. بوها نزدیک به سطح زمین قوی تر هستند اگر شیء ساطع بو روی زمین باشد.
۱۵- اگر در روی زمین یک مار صحرایی و یا جای حرکت او را دیدید، اگر اثر مانده بر شن ناشی از حرکت آن که مانند زیگزاگ است نا متقارن بوده و شیب زیگزاگ های یک طرف ( راست ) از زیگزاگ های چپ بیشتر بود بدانید مار به سمت شرق ( طلوع آفتاب بعدی ) حرکت می کرده است. اما اگر زیگزاگ حرکت آن منظم بود می تواند به هر جهتی باشد.
۱۶- روش بعدی بسیار نادر است اما با اینحال در وضعیتی ممکن است ناچار باشید. اگر زنبوری دیدید به حرکت آن دقت کنید. اگر مسنقیم پرواز می کرد بدانید یا به سمت لانه می رود یا به سمت گل. اما اگر در محیطی پروازی رقص مانند به نمایش می گذاشت ( دور از لانه ) در حرکت آن دقیق شوید. زنبورهای در جستجوی گل در حرکات مارپیچی خود برای مدتی به سمت شمال پرواز می کنند ( چند ثانیه ) بعد ناگهان چند دور دور خود می چرخند و حرکت نا منظمی را آغاز می کنند و بعد از مدتی ناگهان رو به شمال می کنند و مدتی مستقیم به سمت شمال می روند و این کار را پیاپی انجام می دهند.
۱۷- از ساعت معمولی می توان به طور تقریب برای تعیین شمال حقیقی استفاده کرد. در نیمکره شمالی عقربه ساعت شمار سمت خورشید قرار می گیرد که در این موقع نیمساز زاویه بین عقربه ساعت شمار و ساعت ۱۲ معرف امتداد شمال و جنوب خواهد بود. البته این طریق در مورد وقت های محلی صدق می کند و در مورد وقتهای غیر محلی بهترین گزینه، تنظیم ساعت به وقت محلی است. اگر در تعیین شمال مردد شدید به خاطر بیاورید که خورشید قبل از ظهر در سمت مشرق و هنگام عصر در سمت مغرب قرار می گیرد. در نیمکره جنوبی روش کمی تفاوت دارد، بدین ترتیب که ابتدا ساعت ۱۲ را به سمت خورشید گرفته و نیمساز زاویه بین ساعت ۱۲ و عقربه ساعت شمار را رسم کنید. این نیمساز امتداد شمال- جنوب را نشان خواهد داد.
۱۸- جهت یابی با استفاده از خورشید و ستارگان: متد سایه : این متد ساده، دقیق و شامل چهار مرحله است، در شروع یک چوب یک متری به عنوان شاخص بیابید سپس :
۱- شاخص را در زمین فرو کنید. بر روی سایه انتهایی شاخص تکه سنگی برای علامت گذاری بگذارید.
۲- به مدت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه صبر کنید تا سایه چند سانتی متر حرکت کند. انتهای شاخص را به همان طریق قبلی نشان کنید.
۳- یک خط مستقیم میان این دو نقطه بکشید. این خط امتداد شرقی غربی را نشان می دهد.
۴- حالا پای چپ خود را بر روی سنگ اول و پای راست خود را بر روی سنگ دوم قرار دهید، روبروی شما سمت شمال را نشان می دهد. البته برای جلوگیری از هرگونه اشتباه لازم است به نکته توجه کنید که صبح زود و یا نزدیک غروب، زمان مناسبی برای تعیین جهت از این طریق نیست.
۱۹- استفاده از گوشها برای تعیین جهت: بومیان گرینلند از صدای نر پرنده ای به نام درسه برفی (snow-hunting) به عنوان راهنما در مه استفاده میکنند. هر پرنده نر صدای به خصوصی دارد که اسکیموها این صداها را از بالای آبدره ها به راحتی می‌شنوند. در مه از صدا را دنبال کرده و به راحتی به خانه می‌رسند.هنگام راه رفتن سر خود را به دنبال این صدا به جهات مختلف بچرخانید به محیط اطراف گوش کنید: صدای نهر، رودخانه، ترافیک بزرگراه، باد ته دره ها یا امواج. هنگام مه یا در شیب، در منطقه ای کوهستانی یا تپه ای، صدای فریاد یا صوت منعکس میشود. ۵ ثانیه طول میکشد که صدا مسافت یک مایل (KM 6/1) را طی کند. از این طریق موقعیت تقریبی خود را میتوانید با گوش دادن به صداها تخمین بزنید. از این روش در کشتی‌ها هنگام مه استفاده شود. آنها از صدای زنگ، شلیک تفنگ، آژیر خطر، یا فریاد زدن استفاده میکنند. هر ثانیه که از تولید تا بازگشت صدا بگذرد یعنی صدا مسافتی حدود ۵۶۰ فوت (۱۷۰ متر) را از منبع صدا طی کرده است. قایقرانان نیز میتوانند به صدای پرنده های دریایی یا امواج گوش کنند. وقتی صدای شکسته شدن امواج شنیده میشود یعنی به کناره ها یا خلیج نزدیک هستند.
۲۰- یخ زدگی دریا و جهت یابی : تکه های کوچک یخ صاف، مسافت احتمالی شما را از ساحل نشان میدهد. اگر تکه های یخ مانند پازل نزدیک هم هستند، نشان میدهد که شما از خشکی خیلی دور نیستید. اگر لبه های تکه های یخ تیز و برنده است، بیانگر نزدیکی به ساحل میباشد اما اگر قطعات یخ گرد و از هم دور هستند، نشان این است که از ساحل دورید. یخچالها با سنگها یا مانعی بزرگ، میز یخچالی را تشکیل میدهند. صخره های بزرگ از آب شدن یخ زیرشان ممانعت میکند. بنابراین سنگ همچنان روی سطح یخ باقی میماند. سنگها یا موانع تدریجاً به عنوان محور قرار میگیرند. پایه ها نشان دهنده جنوب هستند به دلیل تابش خورشید بیشترین مقدار ذوب را دارد و به سمت جنوب خم شده و حالت میگیرد. بعد از مدتی این پایه‌ها آب میشود و خورشید این فرآیند را همچنان انجام میدهد. فرسایش یخ در شیبهای جنوبی به خاطر سرمای بیشتر در شب و گرمای بیشتر در روز چشمگیرتر است.در نیمه گرمتر سال فرسایش در شیبهای شمالی تپه ها نامحسوس تر است. در شیب های جنوبی گرمای خورشید بر روی توده های برفی، درختان، بوته ها و سنگها سایه‌های جذاب می سازد. توجه کنید که جهت باد بسیار مهم است زیرا یک باد گرم و قوی برف را سریعتر از خورشید ذوب میکند.بطورساده می توان اینگونه گفت که قسمتی ازدامنه کوهستان که برف آن آب شده رو به جنوب است.
۲۱- جهت یابی از روی باد: بادها را از جهتی که می‌وزند، نامگذاری میکنند مانند باد شمالی از شمال. هر منطقه ای باد غالب و برجسته ای دارد که در فصل خاص یا گاهی در تمام فصول می‌وزد. باد غالب، باد خاصی است که وزش آن طولانی تر بوده و در جهت خاصی می وزد. جهت یابی از روی باد غالب منطقه
نواحی معتدل: از غروب می وزد. (در هر دو نیم کره شمالی و جنوب)
نواحی گرمسیری: بین مناطق شمال شرقی و جنوب شرقی جریان دارند.
خط استوا: معمولاً از سمت شرق می وزد.
نیم کره شمالی: بادهای شمالی از بادهای جنوبی سردتر است.
۲۲- در بالای عرض جغرافیایی شمالی، قسمت شرقی تپه ها و کوهها بهتر و مناسبتر است. میتوان به راحتی لانه های زیرزمینی موشها را زیر کنده های مرده درختان، لانه دارکوبها و پرندگان پیدا کرد. اینها نشان دهنده جهت شرقی، جنوب شرقی و جنوب هستند.
انسان به دنیا که می‌آید یک مسافر است و باید سفر دنیا را تا انتهای آن به پایان برساند. سفر ذاتاً موجب تکامل است و جایی است برای متعالی شدن و یاد گرفتن. ما در سفر آزمایش می‌شویم. در سفر برای تهیه خوراک، جا و تمام نیازهای اولیه و روزمره‌ای که در محل زندگی خودمان برای آن‌‌ها فکر نمی‌کنیم باید تلاش کنیم. در سفر اصول ارتباطات و معاشرت است که حرف اول را می‌زند و می‌تواند پاسخگوی نیاز‌های شما باشد. هرچه بتوانید انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشید، بیشتر می‌توانید از سفر استفاده کنید و البته از خواص سفر این است که انعطاف‌پذیری شما بالا می‌رود و بتدریج شما را «مانند یک سنگ تیز که از ارتفاع می‌افتد و تا به دریا برسد نرم می‌شود» انعطاف‌پذیر و ملایم‌تر از گذشته می‌کند. با دلی گشاده‌تر و با ظرفیتی بالاتر و صبری زیادتر، در سفر گذشت کردن را یاد می‌گیریم. سفر اکسیر عجیبی دارد که انسان‌‌ها را به هم نزدیک می‌کند. طبیعت ما را به چالش می‌کشاند و همکاری می‌طلبد و این همکاری ما را به هم نزدیک می‌کند و یک محبت بدون توقع و انتظاری را بین انسان‌‌ها به وجود می‌آورد. تمامی ادیان، تلقی مشترکی از خدامحوری ندارند به طوری که، برخی از مذاهب شرقی مانند آیین هندو یا آیین بودا، طبیعت یا اجزای آن را به عنوان خدا در نظر می‌گیرند که از آن می‌توان به خداگرایی یاد کرد. اما ادیان ابراهیمی مانند اسلام، مسیحیت و یا یهودیت، به خدای واحد اعتقاد دارند و از نظر آن‌ها، جهان هستی مخلوق خداوند واحد است. به این ترتیب، در ادیان ابراهیمی، پرسش پیرامون این که چه چیزی از ارزش ذاتی برخوردار است، برحسب خدامحوری ارایه می‌شود. به این معنا که، ارزش ذاتی در جهان هستی متعلق به خداوند است و ارزش سایر مخلوقات بر این مبنا قابل تعریف هستند. از این رو، تمامی اجزای طبیعت به دلیل این ارتباط از ارزش برخوردار می‌شوند و انسان وظیفه دارد تا از آن‌‌ها مراقبت کند. لذا، می‌توان گفت معیار عمل اخلاقی نیز در چنین نگرشی، بر مبنای انجام وظایفی استوار است که با خداشناسی بر عهده انسان گذارده شده است. عمل به دستورات خداوند درباره چگونگی رفتار با محیط زیست طبیعی از نمونه های بارزی است که در ادیان ابراهیمی، انسان به انجام آن‌‌ها موظف است و رفتار وی با طبیعت با توجه به این دستورات، قابل ارزیابی اخلاقی خواهد بود. لذا، می‌توان اخلاق زیست محیطی ادیان ابراهیمی را با توجه به دو پرسش اساسی اخلاق، در ذیل نشان داد:
خدامحوری: تمامی مخلوقات زنده و غیرزنده (کل هستی) مخلوق خداوند هستند و به همین دلیل دارای ارزش و شایسته توجهات اخلاقی می‌باشند. خداشناسی (وظیفه شناسی): انجام دستورات الهی برای ارتباط با زیست بودن.
در دین اسلام، همانند ادیان مسیحی و یهودی، مالکیت خداوند بر مخلوقات خویش و همچنین عمل به وظایف و دستورات خداوند در ارزیابی رفتار انسان با محیط زیست طبیعی، مسلم است، اما یکی از ویژگی های جهان بینی اسلام در خدامحوری را می‌توان به مفهوم ‘محیط بودن خداوند بر همه چیز′ مرتبط دانست.
تبیین اخلاق زیست محیطی براساس این مفهوم می‌تواند رهیافت فراگیرتری را برای تعامل مناسب انسان با محیط زیست طبیعی فراهم آورد که در ادامه بیان شده است. این حقیقت در حالی است که طبق آموزه‌های اسلام خداوند نه تنها خالق هستی است بلکه محیط بر آن و همه چیز محاط در خداوند است و این مفهوم بر محیط بودن خداوند بر همه چیز دلالت دارد. در دو جهان‌بینی مذکور (که دیدگاه های رقیب پیرامون محیط زیست گرایی را نیز شامل می‌شود) خداوند انسان و طبیعت سه جوهره مجزا تلقی شده‌اند که ارتباط آن‌‌ها با یکدیگر دارای سلسه مراتبی است. همچنین جهان بینی پرورشی سعی دارد تا انسان را وادار نماید که اصول اخلاقی را از محیط زیست پیرامون خویش (یعنی طبیعت) کسب کند. محیط بودن خداوند بر تمام مخلوقات بیانگر نوع ارتباط و یکپارچگی ای است که بین انسان و طبیعت حاکم است. این یکپارچگی به این صورت قابل درک است که در آن خداوند بر تمام هستی و اجزای آن احاطه و سلطنت تام دارد و لذا انسان و طبیعت با قرار داشتن در این حوزه همگی به یک سر منشاء واحد متکی هستند. به این صورت، رابطه انسان با طبیعت در دیدگاه خدامحوری اسلامی رشد می‌باید تا این حقیقت درک شود که خداوند نه تنها خالق تمام هستی است بلکه بر تمام مخلوقات خویش نیز احاطه ی کامل دارد. به این ترتیب مفهوم یگانگی انسان و طبیعت که برای حفاظت از محیط زیست ضروری دانسته می‌شود در چهارچوبی جامع‌تر ترسیم می‌گردد.
اول باید یاد بگیریم که یکی از بزرگترین آموزگاران ما طبیعت است و سپس یاد بگیریم که باید به طبیعت احترام بگذاریم، تا طبیعت آموزش های منحصر بفرد خود را در اختیار ما بگذارد. طبیعت لازمه زندگی ما است و هر گونه تخریبی در آن به ضرر خود ما تمام می‌شود، اما چون هیچ عبرت آنی ندارد (یعنی وقتی شخصی آشغال در طبیعت می‌ریزد نتیجه‌اش همان موقع نمی‌بیند) پس نسبت به آن بی‌ توجه است. اما با گذشت زمان در می‌یابد که چقدر دنیا بر او سخت می‌شود. او آگاه نیست که هر عملی عکس العملی دارد و نمی‌فهمد از کجا و چگونه ضربه می‌خورد. امروزه بر روی کره زمین در حدود دو میلیون گونه موجود زنده شناسایی و نامگذاری شده‌اند که دانشمندان حدس می‌زنند که این رقم تا حدود ده میلیون قابل افزایش باشد. تنوع زیستی به معنای گوناگونی است که درباره اشکال حیات در زمین وجود دارد. مجموعه این گوناگونی‌ها و تنوعی که در داخل این مجموعه و در مناطق حفاظت شده وجود دارد، تنوع زیستی را تشکیل می‌دهد. باید یاد بگیریم برای درست شناختن طبیعت و حفاظت از آن بیشتر فکر کنیم. خوب است که ما طبیعت را بیشتر بشناسیم و ارتباط خود را با محیط و طبیعت اطراف مان بیشتر و بهتر کنیم، زیرا همانطوری که عرض کردم (طبیعت و محیط اطراف ما یکی از بهترین مربیان ما هستند که آموزه های فراموش نشدنی فراوانی به ما می‌دهند). یکی ازاین راه‌ها، شناسایی طبیعت و کمک گرفتن از افراد محلی روستا‌ها و کسانی که در اطراف مکان‌های بکر زندگی می‌کنند می‌باشد. بایست به آن‌‌ها مراجعه کرده و از طریق آن‌ها، طبیعت اطرافتان را خوب بشناسید. بهترین راه هم برای انجام دادن این مهم، شناسایی امکانی است که در پیرامون شما وجود دارند.
بسیار خوب است که یک سالک هر از چندگاهی به یک سفر برود. درسفر به طبیعت، (تجربه) حرف اول و آخر را میزند. آدم‌‌ها را می‌توان در سفر شناخت. در سفر است که افراد نشان می‌دهند می‌توانند کار گروهی انجام بدهند یا نه. کار گروهی (Teamwork)  مفهومی‌است که دستیابی به آن در سفر‌ها سخت‌تر از هر جای دیگری است، یادتان نرود که دارید به سفری در طبیعت می‌روید. بنابر‌این حفظ خود طبیعت به اندازه خود سفر از اهمیت برخوردار است. اتفاقات پیش‌بینی نشده را پیش‌بینی کنید. در سفر‌‌های مبتنی بر طبیعت امکان وقوع اتفاقات پیش بینی نشده‌ای چون تغییر ناگهانی آب و هوا و برخورد با حیوانات غیر اهلی وجود دارد. در محیط طبیعت بایست به خیلی چیز‌ها توجه کرد مثل آب، خاک، هوا، آسمان و ستارگانش. منابع طبیعی سیاره ما مانند آب، خاک، جنگل و مرتع که منابع حیاتی بوده و تولید محصولات غذایی به آن‌‌ها وابسته است محدودند.
در یونان قدیم و در سده پنجم بیش از میلاد ، عده‌ای از فیلسوفان آب را (مادة‌المواد) پنداشته، گروهی هم آتش و عده ای هم هوا را منشاء همه اجسام در طبیعت می‌دانستند. در پایان سده پنجم پیش از میلاد ، “امپیدوکل” ، فرضیه پیشینیان خود را در یک فرضیه جمع‌آوری و به آن عنصر خاک را نیز اضافه کرد و فرضیه چهار عنصر شناخته گردید که هر کدام دارای یک خاصیت معین می‌باشند و این خواص قابل تبدیل به یکدیگرند. ” ارسطو” (۳۸۴-۳۲۲ پیش از میلاد) که نفوذ زیادی در سایر فلاسفه بعدی خود داشت، معتقد بود که تمام مواد از عناصری ساخته شده‌اند که این عناصر ، ازلی و قدیم‌اند، نه از عدم بوجود می‌آیند و نه معدوم می‌شوند و کمیت آنها در طبیعت تغییر ناپذیر است. به عقیده او ماده اولیه دارای چهار خاصیت است که دو به دو در برابر هم و به صورت زوج متضاد قرار گرفته‌اند. این چهار ماده عبارتند از: گرمی ، سردی ، خشکی و رطوبت. تفاوت مواد ، وابسته به مقدار ترکیبی آن از هر یک از این چهار عنصر و نسبت آنها می‌باشد. ترکیب دو زوج خاصیت توسط ارسطو ، او را سرانجام با امپیدوکل در مکتب چهار عنصر همراه ساخت که خاک ، آب ، آتش و هوا باشد. در قرون وسطی ، کیمیاگران روشی را برای تشخیص عناصر ساده از اجسام پیچیده نداشتند و تنها چند فلز را می‌شناختند، مانند آرسنیک ، قلع و غیره. کیمیاگران سده‌های میانی ، شمار عناصر را برابر با ۷ سیاره می‌دانستند: مس ، آهن ، نقره ، طلا ، قلع ، سرب ، گوگرد و جیوه. گوگرد را پدر عناصر و جیوه را مادر آنها می‌دانستند. با پیشرفت دانش در سده‌های اخیر ، کم‌کم ماهیت عناصر روشن گردید، مواد گوناگون در دست تجزیه و ترکیب قرار گرفت و عناصر شیمیایی ، ابتدا بطور مجزا و جدا از هم مورد مطالعه قرار گرفتند و سپس بعدها پیوند و بستگی کامل آنها در جدول پریود ( جدول مندلیف ) منعکس گردید. در سال ۱۸۶۳ ، “نیولندز″ ، دانشمند انگلیسی ، عناصر را به ترتیب افزایش وزن اتمی تنظیم کرد و بدین نکته پی برد که هر هشت عنصر از هر کجا که شروع می‌شود، مانند نت هشتم در موسیقی تقریبا خواص عنصر نخستین را تکرار می‌کند. این رابطه را قانون اکتاوها نامید. با پیشرفت علم ، نحوه پیوستگی این جدول نیز کاملتر و دقیق‌تر شد که در ذیل به شرح آنها می‌پردازیم.
عنصرآتش:آتش که گرم و خشک است؛ همان طور که از اسم آتش بر می آید این عنصر دارای دما و حرارت است و همین امر موجب گرم و خشک بودن آن است. هر چیزی را در نزدیکی آتش قرار دهیم رطوبت خود را از دست می دهد و گرم و خشک می شود. به طور کلی آتش دارای دو جنبه مثبت و منفی است. همان طور که می تواند نور، روشنایی، گرما، شادی و خوشحالی را به ارمغان آورد و خانه سرد ما را در زمستان به فضایی گرم و راحت تبدیل کند (جنبه مثبت)، قادر است با خشونت و بی رحمی تمام، همه چیز را طعمه خود کرده و نابود سازد (جنبه منفی) انرژی آتش؛ انتشار این انرژی محرک و فعال کننده به سمت بیرون و جهت آن رو به بالاست. به همین خاطر آن را با فلش های موازی هم و رو به بالا نشان می دهند.آتش فعال ترین و یا ینگ  (yang) ترین عناصر به حساب می آید. رنگ عنصر آتش؛ چشمانتان را چند لحظه ببندید و شعله های آتش حاصل از سوخت شمع یا چوب را تصور کنید. چه رنگ هایی در ذهن شما نقش می بندند؟، حتماً همه شما به رنگ های قرمز و نارنجی اشاره خواهید کرد. همین تصویرسازی ذهنی به خوبی نشانگر رنگ های این عنصر در طبیعت است. چینی ها رنگ های عنصر آتش را علاوه بر دو رنگ قرمز و نارنجی پررنگ، ارغوانی نیز می دانند. اساساً می توان گفت رنگ این عنصر قرمز، نارنجی و تنالیته های مختلفی از آنهاست. در فرهنگ چینی رنگ قرمز سمبل خوشحالی، شادی، زایش، خوشبختی و سعادت است؛ در حالی که این رنگ در فرهنگ غربی با هیجان، روابط جنسی و افزایش اشتها مرتبط است. علاوه بر آن کاربرد سطوح بزرگی از رنگ قرمز در یک محیط ایجاد گرما کرده و نشانی واقعی بر عنصر آتش است. در طب سنتی چینی سمبل عنصر آتش در بدن انسان را چشم ها تشکیل می دهند. عنصر آتش در شکل های هندسی نماینده مثلث و هرم سربالا هستند. ویژگی مهم ظاهری این دو شکل دارا بودن لبه های زاویه دار و نوک تیز است. به همین دلیل اشیاء و حتی بناهایی که همین فرم را دارند نیز سمبل های عنصر آتش محسوب می شوند؛ به عنوان مثال بناهای مسکونی، اداری یا تجاری با سقف های شیروانی همگی دارای عنصر آتش هستند.
عنصرخاک: خاک که سرد و خشک است؛ اکثر قریب به اتفاق خشکی های کره زمین را خاک تشکیل می دهد. خاک از نظر دما سرد و خشک است و به این خاطر است خاک را خیلی زود دما و حرارت را به خود می گیرد ویا زود از دست می دهد و فاقد رطوبت کافی و لازم می گردد. خاک از نظر دما گرایش به برودت و سردی دارد و به همین علت آن را سرد و خشک می نامند. در اهمیت نقش خاک وجودآدمی همین بس که انسان از خاک به وجود آمده و سرانجام به خاک بر می گردد. عناصری مانند: آهن، روی، منیزیم، کلسیم، پتاسیم و غیره در وجود آدمی دلیل دیگری است بر وجود خاک در پیکر آدمی. این عناصر به چه کار می آیند؟ عناصر دارای خواصی هستند که باید آن ها را شرح و توضیح داد. خاک از اجزای مهم محیط زیست، بستر حیات، زیستگاه و پایگاه موجودات خشکی زی و جوامع انسانی و منبع اصلی غذای انسان و بسیاری از موجودات زنده است. خاکیا مواد تشکیل دهنده زمین حاوی عناصر زیادی از قبیل مواد معدنی مانند: آهن، سدیم، پتاسیم، فسفر، روی و سایر عناصر دیگر است. اگر بدن آدمی را تجزیه نماییم، به مواد یاد شده می رسیم. و وجود همین عناصر در بدن انسان موجب کار کرد بسیاری از اندام ها است. به عنوان مثال، وجود آهن در هموگلوبین که در گویچه های قرمز خون وجود دارد، که ۹۵ در صد آن هموگلوبین و ۵ درصد آهن است. آهن موجود در خون موجب انتقال اکسیژن به بافت ها و دفع گاز کربونیک حاصل از متابولیسم سلولی از طریق ریه ها می گردد. ویا فلز روی که به مقدار کمی در بدن انسان موجود است باعث فعالیت های مغزی می گردد. فلز روی هرمون های بدن انسان نیز وجود دارد. خاک می‌تواند به صورت یک مخزن شیمیایی در سطح زمین درنظرگرفته شود که از برهم کنش‌های چهارمخزن شیمیایی بزرگ تشکیل شده و به وسیله انرژی خورشیدی قدرت لازم را اخذ می‌نماید، خاک از زمانی که زندگی بر روی کره زمین شروع شده از گیاهان و حیوانات حمایت نموده است. خاک از سه حالت فیزیکی ماده یعنی جامد، مایع و گاز تشکیل شده است. تقریباً نصف حجم خاک بخش جامد، و نصف دیگر از آب و هوا تشکیل شده است. مقدار هوای خاک به مقدار آب بستگی دارد، در مقدار آب بهینه برای رشد اکثر گیاهان، آب و هوا ممکن است هر کدام به ترتیب در حدود ۳۰ و ۲۰ درصد از حجم خاک را اشغال کرده باشند. عملیات خاک ورزی می تواند نسبت آب و گازها در خاک سطحی را تحت تأثیر قرار دهد. درخاکهای غرقابی شالیزار، اکسیژن فقط به صورت محلول در آب خاک وجود دارد. ۹۵ درصد یا بیشتر فاز جامد خاک را مواد معدنی و ۵ درصد یا کمتر را مواد آلی تشکیل می دهد، مع‌ذلک در مناطق معتدل و سردتر جهان موادآلی خاک ممکن است بین ۵ تا ۱۰ درصد یا حتی بیشتر فاز جامد را تشکیل دهد، درحالیکه در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری مقدار موادآلی خاک کمتر از ۵ درصد است. بنابراین نسبت موادآلی و معدنی به طور قابل توجهی از خاکی به خاک دیگر متفاوت بوده و به خصوصیات اقلیم منطقه بستگی دارد. موادآلی خاک از پس ماندهای گیاهی وحیوانی منشأ می گیرد که معمولاً در مراحل مختلف تجزیه یعنی از مواد تازه اضافه شده تا هوموس کاملاً تجزیه شده هستند. مواد آلی خاک تعدادی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک را مهار می کند. موادآلی، ظرفیت نگهداری آب خاک را افزایش داده و منبع چند عنصر ضروری مخصوصاً نیتروژن، گوگرد و فسفر برای گیاه همچنین فراهم کننده انرژی برای میکروارگانیسم های خاک می باشند.
عنصرهوا: هوا مخلوطی است بی رنگ و بی بو که از عناصر مختلفی تشکیل شده است. ۹۹ درصد هوا را ازت و اکسیژن تشکیل می‌دهند. یک درصد باقیمانده مخلوطی از سایر گاز‌ها هیدروژن، گاز کربنیک و مقداری بخار آب می‌باشد. اکسیژن موجود در هوا منبع حیات است و بدون آن بیشتر موجودات زنده قادر به ادامه زندگی نیستند. انسان بدون غذا می تواند چندروزی زندگی کند، اما بدون هوا بیش ازچند دقیقه زنده نمی‌ماند. خیلی وقت‌ها باید به طبیعت نگاه ویژه کنیم. عارفان معتقدند باید از هوشمندی طبیعت درس بگیریم.
فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگستراند …
بادها در قرآن کریم و نوشته های عرفای چنین مطرح شده است، خداوند متعال در خلق هستی و موجودات زنده و غیر زنده آن در جهت ایجاد هارمونی نظم، تعادل، تنازع و بقای زندگی ابزارهای را خلق نموده که باد یکی از این ابزارها می باشد .با آنکه علم امروزی باد را ناشی از اختلاف فشار بین دو ناحیه تعریف  و تفاسیر مختلفی را نیز بصورت استفاده از فرمولهای ریاضی و هوا شناسی بر آن ثبت نموده ولی به نظر این گروه باد منشا ماورایی دارد که شروع ، میزان ، مدت و شدت و خاتمه آن بر اساس امریه الهی است و یکی از رموز حاکم بر خلقت می باشد زیرا بادهایی در تاریخ کره زمین وزیده و در آینده نیز خواهد وزید که علم در تعریف آن قاصر است .به جرات می توان گفت که باد زنده است و وظایف زیادی را چون استحاله ها ، انقلاب ها ، انتقادات ، بلاها ، آزمایشات ، تهییج ، تحریک شهوت ها ، خشم ها ، عذاب ها ، نعمات ، وسوسه های جن و انس را بر عهده دارد سرزمین های مرده را زنده و سرزمین های سبز را می میراند ، گیاهان را بارور و آنها را نابود می کند ، ابرها را منتقل بارش و بارندگی را حاکم و آنها را از هم متفرق و جدا می کند ، بشارت و نعمت خداوند را بر بندگان   می رساند و عذاب و خشم را نیز بر آنها نازل می کند قادر است شخص و هر شی را بر روی هستی جابجا کند و تعادل را بر روی کره خاک حاکم نماید . چون روح در جسد هستی است که اگر وزیدن و حرکت آن ساکن شود این کره متعفن خواهد گردید .
بیشتر پیامبران و برگزیدگان الهی اسرار باد را دانسته و پیغام و شهودات بسیاری را بوسیله آن دریافت   نموده اند آنگونه که پیامبر اسلام (ص) می فرمایند باد صبا مرا یاری کرد و قوم عاد را بوسیله باد دبور نابود گردانیدند. ریشه باد یکی است ولی در باب وظایف و ماموریت های مختلفی که از سوی پروردگار بر عهده می گیرد انواع مختلفی پیدا می کند که هر نوع بادی را یک فرشته یا موکل ، حامی یا مسئول می باشد. به نظرم با عنایت به اینکه تقارن و تعادل اولین اصل ایجاد کره  خاک از سوی خالق آن بوده و آفرینش بر چهار خط و محور شمال ، جنوب ، شرق و غرب می باشد و از آنجایی که خلقت آدمی با دمیدن روح از سوی پروردگار در گل ؛ با ایجاد چهار طبع خون ؛ صفرا ؛ بلغم و سودا آغاز شده ؛ بادها را می توان وسیله ایجاد طبایع دانست و بر همین اساس این گروه تقسیم بندی اصلی زیر را تعریف نموده است :
۱- باد جنوب با منشا صفرا تلخ به وجود آورنده اسب.
۲- باد مشرق یا باد صبا با منشا خون (رحمانیت خداوند؛یاری پیامبر؛ آورنده بوی پیراهن یوسف وراکب حضرت سلیمان ( ع) .
۳- باد مغرب یا باد دبور با منشاء سودا ( باد عذاب؛ از بین برنده قوم عاد؛ مبداءاز هفت طبقه زیر زمین .
۴- باد شمال با منشاء بلغم .
از جایی که خداوند در قرآن می فرماید هر چیزی را زوج خلق نمودیم پس با عنایت به جهات اربعه زمین و با توجه به ترکیب طبایع اصلی خلقت باد ها مطابق شکل پیوست به هشت گروه زیر:
۱- باد شمال
۲- باد جنوب
۳- باد شرق
۴- باد غرب
۵- باد شمال غرب
۶- باد شمال شرق
۷- باد جنوب غرب
۸- باد جنوب شرق
تقسیم بندی نمود. واز آنجایی که تعادل آنها در تمام آیات اشاره شده است به درک این گروه کعبه مرکز تعادل و فرماندهی باد می باشد. از آنجاییکه باد و رموز آن با پرده الهی مستور و عقل آدمی همچون دیگر اسرار خلقت از درک کامل آن ناقص است این تحقیق گزارشی در حد وسع می باشد که امیدواریم موجب رضایت و خشنودی پروردگار قرار گیرد .
تفسیرباد ازنظر علمی: حرکت هوا را باد می گوییم. علت وزش باد، اختلاف فشار هوا در دو نقطه مجاور است. اختلاف فشار، خود ناشی از اختلاف دماست، در نتیجه عامل اصلی ایجاد بادها نابرابری توزیع انرژی تابشی خورشید در سطح زمین است. بادها به چند دسته زیر تقسیم می شوند:
۱- بادهای عمومی: با فرض ساکن بودن زمین، تصور می رود که باید هوای گرم نواحی استوا به طرف بالا برود و هوای سرد قطبی جای آن را بگیرد. اما چرخش زمین، این حرکت را تحت تأثیر قرار می دهد و سبب می شود که جریان هوا، به طور ساده مرکب از دو مرکز پر فشار قطبی و کم فشار استوایی نباشد؛ بلکه در فاصله استوا تا قطب، چندین مرکز پر فشار و کم فشار متوالی به وجود می آید. در واقع به علت چرخش زمین، هوای گرم ناحیه استوا، پس از صعود به ارتفاعات، قادر نیست در امتداد یک خط مستقیم به سوی قطب حرکت کند، بلکه به تدریج به سمت شرق منحرف می شود و پس از سرد شدن، به سمت زمین سقوط می کند و در حوالی عرض ۳۰ درجه شمالی و جنوبی یک ناحیه پر فشار را به وجود می آورد. در حوالی عرض جغرافیایی ۶۰ درجه نیز یک مرکز کم فشار دیگر به وجود می آید. وجود این کمربندهای متوالی پر فشار و کم فشار، سبب وزش بادهای ثابت می شود. یکی از معروفترین این بادها، بادهای آلیزه یا بادهای تجاری هستند که در نیمکره شمالی از شمال شرقی به جنوب غربی و نیمکره جنوبی از جنوب شرقی به شمال غربی می وزند. چیزی که ما امروزه می دانیم اینست که چرخش بادها و وزیدن آنها برخلاف همدیگر باعث می شود که ویرانی ببار نیاید. اگر بادها فقط در یک جهت می وزیدند همه چیز ویران میشد.
۲- بادهای موسمی: بعضی بادها در طول سال وضعیت ثابتی ندارند. مثلاً در فصل تابستان، در بالای قاره، مناطق کم فشار و در سطح اقیانوسها، مناطق پر فشار به وجود می آید و در نتیجه بادهای قوی از اقیانوسها به قاره ها می وزند. در زمستان، این وضعیت برعکس می شود.
۳- نسیم دریا و خشکی: خشکی ها نسبت به دریاها زودتر گرم می شوند و زودتر هم حرارت خود را از دست می دهند. این عامل سبب می شود که روزها، نسیم از دریا به خشکی و شبها نسیم از خشکی به دریا بوزد.
باد ها چگونه فرامین الهی را انجام می دهند:
الف- بـادهـا ذرات نامرئی بخار آب موجود در هوا را به ذرات دود و هوا و غبار و نمک و غیره می زنند و آنها را دور ذرات مزبور جمع می کنند، (بدون موارد مزبور ذرات بخار بهم نمی پیوندند).
ب- بادها ابرها را جمع و متراکم می کنند.
ج- بادها موجب بار الکتریکی مثبت و منفی شدن ابر می شوند.
د- بادهـا بـا حـرکت دادن ابـر باعـث مـی شـوند که جریان برق ذرات بخار آب را بهم ترکیب کند. با تـرکـیـب ذرات بخار قـطره های ریز تشکیل می شود که تا حد سقـوط کردن سنگین می شوند و سقوط می کنند، و در مسیر سقوط خود با ذرات دیگـر برخورد می کنند و آنها را جذب می کنند و بزرگ و بزرگ تر می شوند، و بصورت قـطره (باران) سقوط می کنند.
و- باد، نوعی عـمـل بارورسازی است. (یعنی: معنی واژه لـقـاح همه آن موارد را دربر می گیرد). همینطور بادها درختان و گـیاهان را تـلـقـیـح می دهند که برخی از تخمها و هاگهای آنها از جمله قارچها میکروسکوپی هستند.
نقش بارور کردن ابرها توسط باد به صورت زیر است :
بر روی شطح اقیانوس ها و دریا ها به خاطر برخورد جریان های آب ؛ حباب هایی تشکیل می شود ؛ وقتی این حباب ها می ترکند هزاران ذره با قطری معادل یک صدم میایمتر به هوا پرتاب می گردد. این ذرات که آیروسول (AEROSOLS) نامیده می شوند با گرد و غبار آورده شده توسط بادها ترکیب می شوند و به لایه های با لاتر جو برده می شوند. این ذرات که توسط باد به ارتفاعات بالا برده شده اند با بخار آب ترکیب می شوند. بخار آب در اطراف این ذرات متراکم می شود و به قطره های کوچک تبدیل می گردد. این قطره های کوچک آب در کنار هم تشکیل ابر می دهند و به صورت باران فرود می آیند. همانطور که دیدیم ؛ باد ذرات آب را در هوا بارور می کند و در نهایت به شکل گیری ابرها کمک می کند ؛ اگر باد چنین خاصیتی نداشت ؛ ذرات کوچک آب در ارتفاعات بالا شکل نمی گرفتند و باران ایجاد نمیشد.
و اما بادهاى چهارگانه : شمال ، جنوب ، صبا، دبور، این چهار نام ، نام فرشتگانى است که بر این بادها گماشته شده اند، پس هرگاه خداوند اراده فرماید که باد شمال بوزد بدان فرشته که نامش شمال است دستور دهد و آن فرشته به خانه کعبه فرود آید و بالاى رکن شامى بایستد و در این وقت باد شمال به هر سو که خدا اراده فرموده از خشکى و دریا پراکنده شود، و چون خدا اراده کند که باد جنوب را بفرستد بفرشته اى که نامش جنوب است فرمان دهد و او به خانه کعبه فرود آید و بر رکن امام باقر (علیه السلام ) فرمود: مگر نشنیدى که گویند: باد شمال و باد جنوب ، و باد صبا و باد دبور، و در همه آنها باد را به نام فرشته مامور بدان نسبت مى دهند.
انواع بادها از نظر کوچ نشینان عرب:
کوچ نشینان برای کوچ نشینی خود بشناختن مسیر بادها احتیاج داشتند و از آنرو عده‏ای اسامی و مسیر بادها را چهار و بعضی شش دانسته‏اند از اینقرار: ۱- باد صبا از شمال میوزد ۲- باد شمال از مغرب میوزد ۳- باد دبور از جنوب میوزد ۴- باد جنوب از مشرق میوزد. و بقول عده دیگر: ۵- باد نکباء بطرف شمال میوزد ۶-باد محوه بطرف جنوب میوزد.
۱- وَ هُوَ الَّذِى یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرَا بَینْ‏ یَدَىْ رَحْمَتِهِ  حَتىَّ إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن کلُ‏ الثَّمَرَاتِ  کَذَالِکَ نخُرِجُ الْمَوْتىَ‏ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (آیه ۵۷ سوره الاعراف)
و اوست که پیشاپیش رحمت خود بادها را به بشارت مى‏فرستد. چون بادها ابرهاى گرانبار را بردارند، ما آن را به سرزمینهاى مرده روان سازیم و از آن باران مى‏فرستیم و به باران هر گونه ثمره‏اى را مى‏رویانیم.مردگان را نیزاینچنین زنده مى‏گردانیم شاید پند گیرید.(آیه ۵۷ سوره الاعراف)
۲- وَ أَرْسَلْنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَ مَا أَنتُمْ لَهُ بخِزِنِینَ (آیه ۲۲ سوره الحج)
و بادهاى آبستن‏کننده را فرستادیم، و از آسمان آبى نازل کردیم و شما را بدان سیراب ساختیم و شما را نرسد که خازنان آن باشید.  (آیه ۲۲ سوره الحج)
۳- فَکُلاًّ أَخَذْنَا بِذَنبِهِ  فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَیْهِ حَاصِبًا وَ مِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا  وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لَاکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (آیه ۴۰ سوره العنکبوت)
همه را به گناهشان فروگرفتیم: بر بعضى بادهاى ریگ‏بار فرستادیم، بعضى را فریاد سهمناک فروگرفت، بعضى را در زمین فرو بردیم، بعضى را غرقه ساختیم. و خدا به آنها ستم نمى‏کرد، آنها خود به خویشتن ستم کرده بودند.  (آیه ۴۰ سوره العنکبوت)
۴- وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَن یُرْسِلَ الرِّیَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَ لِیُذِیقَکمُ مِّن رَّحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِىَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکمُ‏ْ تَشْکُرُونَ  (آیه ۴۶ سوره الروم)
و از نشانه‏هاى قدرت او آنکه بادهاى مژده‏دهنده را مى‏فرستد، تا رحمت خود را به شما بچشاند و تا کشتیها به فرمان او روان باشند و از فضل او روزى بجویید. باشد که سپاس گویید.  (آیه ۴۶ سوره العنکبوت)
۵- وَ لِسُلَیْمَانَ الرِّیحَ غُدُوُّهَا شهَرٌ وَ رَوَاحُهَا شهَرٌ  وَ أَسَلْنَا لَهُ عَینْ‏ الْقِطْرِ  وَ مِنَ الْجِنّ‏ مَن یَعْمَلُ بَینْ‏ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ  وَ مَن یَزِغْ مِنهْمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِیرِ (آیه ۱۲ سوره سبا )
و باد را براى سلیمان [رام کردیم:] که رفتن آن بامداد، یک ماه، و آمدنش شبانگاه، یک ماه [راه‏] بود، و معدن مس را براى او ذوب [و روان‏] گردانیدیم، و برخى از جنّ به فرمان پروردگارشان پیش او کار مى‏کردند، و هر کس از آنها از دستور ما سر برمى‏تافت، از عذاب سوزان به او مى‏چشانیدیم. (آیه ۱۲ سوره سبا )
۶- فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تجَرِى بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَیْثُ أَصَابَ (آیه ۳۶ سوره ص )
پس باد را رام او کردیم که به نرمى هرجا که آهنگ مى‏کرد، به فرمان اومى‏رفت.(آیه ۳۶ سوره ص)

عنصرآب: آب که سرد و تر است؛ دو سوم سطح کره زمین را آب یا دریا ها و اقیانوس ها فرا گرفته است. آب از نظر خاصیت سرد و تر است. دمای قریب به اتفاق همه ی آب های جهان پایین است؛ زیرا هر چیزی که در معرض آب قرار بگیرد خیس و مرطوب می شود؛ و به قول قدما تر می شود. آب مایه حیات است زندگی تمام جانداران به آب وابسته است. ۷۵ درصد سطح زمین را آب گرفته است اما ۹۸ درصد این آب‌ها شور است. آب تشکیل شده از( فرمول آب H2O )  نشان می‌دهد که یک مولکول آب شامل دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن است. عناصر موجود درآب عبارتند از: مقداری اکسیژن، هیدروژن، کربن، سدیم، پتاسیم، سیلیس، گوگرد، کلسیم، منیزیم، ازت، فسفر. سه عنصر ازت، فسفر و سیلیس را به دلیل آنکه کمبودشان تولید ماده زنده را محدود می‌سازد « عناصر مغذی» می نامند. تراکم این عناصر در آب دریاها و اقیانوس ها در زمانهای مختلف و در مکانهای مختلف، اساساً متغیر است و این تغییر پذیری ناشی از نقش حیاتی آنها می‌باشد. لحظه ای به دیده تامل بنگرید که اگر آب که مایه زندگانی شماست صبحگاهی همه به زمین فرو رود کیست که باز آب گوارا برای شما پدید آورد.آب منشا حیات موجودات است آب مایه پاکیزگی و رفع آلودگی هاست. سرسبزی و طراوت گیاهان و درختان به دلیل آب است. از طرفی هم از خواص آب می توان گفت که امروزه، آب درمانی روشی نوین، مجرب، و تایید شده در درمان پاره ای از بیماریهاست. این روش درمانی دارای فلسفه عمیقی است که از شعور ذاتی پدیده های عالم هستی پیروی می کند.آب درمانی بر درمان طبیعی بیماریها (طبیعی درمانی)، و اصل نظافت و پاکسازی عمیق جسم از تمام سموم و عوامل بیماری‌ زا استوار است و بیمار به صورت کاملاً طبیعی و بدون استفاده از هیچ داروی شیمیایی و یا اعمال جراحی درمان می شود؛ خصوصاً بیماریهای لاعلاجی مانند پسوریازیس (نوعی بیماری پوستی) که پزشکی رایج این بیماری را رسماً غیر قابل علاج اعلام نموده است. جالب تر اینکه بدانید خداوند متعال این نوع درمان را نیز در کتاب آسمانی ما یادآور شده. بدین صورت که قرآن کریم برای درمان بیماری جسمانی حضرت ایوب علیه السلام، به وی امر می کند تا پایش را به زمین کوبیده، آنگاه چشمه ساری جاری خواهد شد که می تواند با شستشو در آن و نوشیدن از آن، سلامتی خویش را باز یابد.تمام آفریده های هستی به آب نیاز دارند، و خون که مایه اصلی حیات انسان است نیز ۷۰درصد از آب و ۳۰درصد از املاح گوناگون می باشد و ملاحظه می کنید که آب اصل حیات می باشد و این آب برای درمان بیماریها هم مفید است، زیرا در داروهای شیمیایی اعم از قرصها، کپسولها، سرمهای گوناگون، آمپولها،به نوعی از ترکیبات آب استفاده شده است و گیاهان گوناگون که خواص دارویی دارند، باز هم اساس آن گیاهان از آب است و سایر مکاتب درمانی مانند شکوفه درمانی، لجن درمانی، گیاه درمانی، هومیوپاتی، رنگ درمانی نیز محتاج به آب هستند، و آب در آن روشهای درمانی نیز وجود دارد، و اما علاوه بر همه آنچه بیان شد آب به تنهایی و بدون هیچ ترکیبی با سایر چیزها، در درمان بیماریهای بسیار سخت نقش مهمی دارد، و برای نظافت از سموم و ذخایری که برای بدن بسیار مضر است، درنهایت باید یاد بگیریم چگونه توانیم از محیط و منابع آن بهتر استفاده کنیم.
ویژه گی چهار عنصر طبیعت در بدن انسان
۱- عنصر آتش: مربوط می شود به متولدین ماه فروردین، مرداد، آذر
افرادی پرشور. احساساتی. فعال.پر انرژی.و بسیار خلاق هستند آنها سرشار از زندگی با محبت و خونگرم بوده و تاثیر مستقیم و فوری بر روی محیط خود دارند. هنگامی که دو نفر از این عنصر به یکدیگر ملحق شوند ترکیبی مستحکم بوجود می آید.آنها برای یکدیگر به طرق گوناگون موجبات موقعیتهای مناسب و مهیجی را فراهم می آورند. گسترش ویژگی های افرادی که در عنصر آتش قرار دارند می تواند موجبات افراط و زیاده روی شده و مشکل آفرین گردد.این افراد دارای طول موج احساسی یکسانی بوده و عشق برای آنان معنی بزرگی دارد آنها نیاز به دوستی و رابطه گرم و پر محبت دارند و غالبا بسیار مهربان هستند.

۲- عنصر خاک : مربوط می شود به متولدین ماه اردیبهشت ، شهریور، دی
ویژگی های ذاتی مشترک متولدین در این عنصر به واقع بینی،  ماده گرایی و همچنین احتیاط و دقت محدود شده است آنها علاقه زیادی به ثابت قدم بودن دارند و برای بهبود و تحکیم وضعیتشان در زندگی به سختی تلاش می کنند. زمانیکه دو نفر از این عنصر به یکدیگر می رسند ملاقات آنها با بینش بطرف خاک(پایین یا زمین) است و این به آن معناست که افکار بلند پروازانه ندارند . خاک با خاک موجب اطمینان خاطر یکدیگر را فراهم می کنند و این افراد بگونه شگفت آوری باوفا هستند و در کنار یکدیگر می مانند و حفظ روابط همیشگی برای آنها دارای اهمیت زیادی است.

۳- عنصر هوا ; مربوط می شود به متولدین ماه خرداد،  مهر، بهمن
این دسته چون در عنصر هوا (باد) قرار دارند نسبت به سایر عناصر دیگر دارای احساسات کمتری می باشند آنها مایلند که ارزش و تواناییهای روحی خویش را با عشق جلوه دهند تا با دلسوزی و نگاه. متولدین این عنصر شیفته مصاحبت و تبادل نظر بوده و خلاقیت را بر انجام ایده های جدید ارجحیت می دهند به ویژه آنها از همراهی با افرادی که در این عنصر می باشند لذت می برند اگر چه ابراز احساسات برایشان دشوار است. در مواردی که عقاید خود را به ناچار تغییر می دهند نسبت به اعتماد خود به هر چیز و هر کس نگران می شوند. بنابراین آنها از دیدگاه افکار و عقاید با یکدیگر تناسب دارند و چنانچه توقعات احساسی غیر قابل اجراپیش آید سبب بروز مختصر علائم خطر می شود.

۴- عنصر آب: مربوط می شود به متولدین ماه تیر، آبان، اسفند
اینها سخت تحت سلطه احساسات قوی واقع شده اند که این احساسات آنها را خشن و حساس می سازند.بهترین فرد برای درک نیازهای عنصر آب فرد دیگری از همین عنصر است زیرا ممکن است دیگران خصوصیات ویژه آنها را به عنوان عدم تمایل و ایجاد ارتباط تلقی کنند.در رابطه بین دو عنصر آب و آتش همانگونه که اشاره شد احساسات آنها رل اساسی را بازی کرده و آنها محافظ و مدافع یکدیگرند.روابط عناصر آب صلح و آرامش را همراه دارد و بر زندگی آنان حکمفرمایی میکند اما بدلیل داشتن احساسات قوی می تواند اثر مخالف نیز داشته باشد و منجر به بازیهایی شود که سبب نابودی روابط صمیمی گردد.
خوب تا به اینجا توانستیم مقداری اهمیت طبیعت و ارتباط با طبیعت را درک کنیم، حال مقداری هم از اثرات معنوی رفتن به طبیعت را برایتان ذکر می کنم. همچنانکه می دانیم هدف از رفتن به طبیعت و ارتباط با آن، فوائد گوناگونی دیگری نیز دارد همچون: تربیت بدنی، پرورش جسم، توسعه کامل  قوای فکری و اخلاقی، فواید تربیتی ( روانی ، اجتماعی )، صبر و مقاومت،اراده واتکاء به نفس، تزکیه نفس،تکمیل اوصاف و خصائل اخلاقی و کسب ملکات فاضله در اثر شداید و سختیهای راه ، پرورش توان مدیریت ،پرورش و پذیرش احترام به قوانین گروهی و اجتماعی هر مکان، رشد و نمو قوا و برقراری سلامت ( تقویت قوای جسمانی بدن )، چالاکی و مهارت، تنفس های با ارزش ( تنفس عمیق و منظم ، تنفس هوای پر اکسیژن )، فراگیری حفظ تعادل در شرایط سخت، تنظیم دستگاههای گردش خون ، هاضمه ، تنفس، ایجاد استقامت در برابر فشارهای جسمی و کمبودها در شرایط سخت. خلاصه که همه انسانها کلاً زمانی را احتیاج دارند که قید وبندهای زندگی روزمره را کنار بگذارند. وبه طبیعت و یا سفر بروند. در حقیقت این کار  یک نوع وسیله ترک زندگی روزمره می باشد ونیاز انسان را تا حدودی حتی اگر موقت هم باشد بر آورد می کند. انسان در حال سفر کس دیگری است و یا حداقل می تواند کس دیگری باشد و برای مدتی زندگی روزمره خود را کنار بگذارد وهمین دوران کوتاه یا بلند سفر در زندگی، در درون  ما توازون ایجاد می کند. به نوعی می توان گفت که سفر در درون آدمی، باعث خرد و پیشرفت او می شود.

خوب حالا سئوال بنده این است که واقعاً چرا برخی از انسان ها اینقدر دچار روزمرگی شده اند ؟ آخر چرا آنها فکرمی کنند فقط زندگی همین آمدن ها و رفتن های ، کار، غذا ، خواب ، شهوت …..
اگر روزی درآن دنیا از شما سئوال شود که ای بنده من! این همه سال زندگی کردی بگو ببینم در روی زمین چه کردی واز این کره خاکی و کهکشانها و عالم های مختلف ، که برایت خلق کردم چه  بهره ای بردی و چه چیزهای را از آن درک کردی؟ واقعاً می خواهید چه بگوید؟ می خواهید بگویید که خدایا من فقط، آمدم و رفتم ، کار کردم ، زحمت کشیدم ،غذا خوردم  ، خوابیدم ، عبادت کردم .
آیا آن وقت خداوند نمی پرسد که وقتی تو خودت و محیط و نعماتی که برایت آفریدم را به خوبی درک نکردی و نتوانستی مرا بشناسی! پس چگونه مرا عبادت کردی ؟  جواب تو به خدایت چیست ؟ اصلا  آیا واقعاً تو خدا را عبادت کردی یا موجود دیگری را؟  و یا شاید هم خودت را ؟؟؟؟؟

بدون پاسخ برای "شناخت و ارتباط با طبیعت"

نظرات مسدود است.