می خواهم چیزی بنویسم نه از روی دانش بلکه از روی نیاز . شاید کسی پیدا شد و آنرا خواند وقتی چیزی می نویسیم در حقیقت خود را ارضاء می کنیم ، شاید هم می خواهیم ابراز وجود کنیم و خودی نشان دهیم . از ویژگیهاى عصر جدید، جریان شتابآلود زندگى است. حوادث و رویدادهاى گوناگون، آنچنان با وسعتْ پدید مىآیند که فرصت تفکّر و تأمّل را از آدمى سلب مىکنند. در نتیجه، مجالى براى تفرّج در دنیاى درون و جهان برون باقى نمىماند و انسان، این موجود سرگشته و درمانده، نه تنها لذّت تفکّر را حس نمىکند، بلکه انگیزه کافى براى اندیشیدن در باب ضروریات زندگى را نیز در خود نمىیابد. حاصل این روند، بیگانگى او با خویشتن و جهان خارج از خویشتن است. ولى آنچه دردآورتر، عمیقتر و دشوارتر رخ مىنماید، بیگانگى با خود (عالم درون) است. در کلام الهى، از خودبیگانگى، حاصل از «خدابیگانگى» تلقى شده است. آنجا که مىفرماید: «در زمره آنانى نباشید که خداى را از یاد بردند، پس خود را نیز از یاد خواهندبردند»(سوره حشر(